سلسله نشست هاى مسائل فقهى ـ حقوقى موضوع شناسى و بررسى فقهى تروریسم

نوع مقاله: مقاله پژوهشی


                                   

فلسفه فقه
این نشست از سوى گروه پژوهشى مسائل فقهى حقوقیِ پژوهشکده فقه و حقوق با همکارى دفتر جنبش نرم افزارى در تاریخ 28/8/88 با شرکت اساتید محترم حجج الاسلام و المسلمین دکتر داود فیرجى و سیدمحمد نجفى در سالن همایش هاى پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى برگزار شد و اساتید مدعو به ارائه دیدگاه هاى خود پرداختند. دبیرى این نشست را فاضل ارجمند جناب آقاى عبدالمجید مبلغى برعهده داشتند. روشن است دیدگاه هاى ارائه شده لزوماً دیدگاه برگزار کنندگان نشست نمى باشد.

عبدالمجید مبلغى (دبیر علمى نشست):
ضمن تشکر از حجج اسلام آقایان دکتر فیرحى و نجفى که دعوت ما را براى شرکت در این جلسه پذیرفتند, موضوع نشست (موضوع شناسى و بررسى فقهى تروریسم) است. این بحث از جهت اهمیت مطالعه, موضوع شناسى, نسبت سنجى تروریسم با واژه هایى مثل مقاومت مسلحانه و عملیات استشهادى بحث هاى مفصلى را مى طلبد. همچنین پرداختن به ابعاد فقهى مسئله و یافتن پاسخ هاى مناسب فقهى از جمله مطالبى است که نشست هاى علمى و تدوین تحقیقات را در این موضوع مى طلبد. در ادامه از اساتید مدعو مى خواهیم که دیدگاه هاى خود را درباره موضوع بحث مطرح نمایند.

حجةالاسلام والمسلمین دکتر فیرحى:
مفهوم تروریسم و شاخص هاى تروریسم و انطباق آن با عناوین فقهى مباحث قابل ارائه اند. در مفهوم شناسى مى توان از تعریف یا بررسى مصادیق شروع کرد. هریک از این دو راه هم مشکلاتى دارد. شروع از مفاهیم تحقیق را انتزاعى مى کند و آغاز کردن از مصادیق, مفهوم را ناشناخته باقى مى گذارد.
در مواجهه با تروریسم و تعریف آن با چند مشکل مواجهیم:
1. تنوع مصادیق;
2. پیوند تعریف با ارزش هاى سیاسى که هر جامعه اى مصداق خاصى را مطرود یا مقبول مى داند;
3. پیوند تروریسم با ارزش هاى اعتقادى و ایدئولوژیک هم با این مشکل مواجه است که جوامع شرطهایى را مى گذارند تا موردى را استثنا یا مصداق بدانند;
4. انقلاب, جنگ, کودتا, مبارزه ضد استعمارى و واژه هایى از این دست با مفهوم تروریسم مختلط مى گردد. معمولاً مؤسسات ملى به ترور نگاه متفاوتى دارند و تعاریف هم متعدد شده است.
با این همه محققان در موضوع تروریسم شناسى مشخصاتى را درنظر گرفته و تعاریفى ارائه داده اند. اشمید در تعریفى طولانى ترکیبى از 109 تعریف را در چندین پاراگراف آورده است. در این تعریف ایشان مشخصات زیر را براى تروریسم در نظر مى گیرند:
1. وجود خشونت (که غالباً از آن به خشونت غیرمعمول یا غیرقانونى یاد مى شود);
2. تکرار عمل که عمل یکبار رخ داده بدون قاعده را تروریسم نمى دانند;
3. اقدام سازمان یافته که سازمان اصل است و مى تواند ترکیبى از سه نفر یا بیشتر باشد;
4. وجود تهدید به این معنا که بعد از تهدید رخ مى دهد و ترور از ضمانت اجراهاى تهدید است;
5. ترور قربانیان انسانى را هدف قرار مى دهد گرچه برخى انسان و مال را در تعریف آورده اند;
6. هویت قربانیان براى تروریسم مهم نیست ولى در منازعات شخصى شناخت قربانى مهم است. در تروریسم هویت فردى مهم نیست و ابزارى براى انتقال تروریسم است. قربانیان با محاسبه انتخاب مى شوند ولى خود قربانى مهم نیست;
7. ترور همراه با محاسبه است و تأکید بر هدف سیاسى وجود دارد. تروریسم هم جرم سیاسى تلقى مى شود;
8. تلاش براى عمومى کردن ترس و وحشت و خواص را الزاماً درنظر ندارد;
9. بهره گیرى از موقعیت که شبیه دیگر جرایم است;
10. غلبه قربانیان غیرنظامى که تروریسم در وضعیت صلح مصداق پیدا مى کند نه در حین جنگ (در زمان جنگ به آن ترور اطلاق نمى شود).
همچنین تروریسم را به داخلى و بین المللى تقسیم مى کنند. در بین المللى عنصار فوق وجود دارد, به اضافه وجود قربانیان چند ملیتى یا گروگان گیرى و ترور کادرهاى سیاسى.
در بحث بعد امکان ترجمه تروریسم به مباحث فقهى را مطرح خواهم کرد.

حجةالاسلام والمسلمین نجفى:
من به حکم فقهى مى پردازم. غرض ما صرفاً تحلیل مسئله است و نه ارائه نظر فقهى. دیگر اینکه این بحث علمى است و نه سیاسى. همچنین با معیارهاى فقهى رایج حوزوى به آن مى پردازیم.
غرب در تلاش است واژه هاى خاص را ساخته و به جوامع دیگر حسن و قبح آن را تزریق کند تا از اصل آن نتوان بحث کرد. بحث هاى ما بدون توجه به این جوسازى هاست.
البته به سوء استفاده ها هم توجه داشت که باز هم در اثبات مطرح است و نه ثبوت که در مقام ثبوت باید بدون توجه به این مسائل بحث مطرح شود.
نیز عواطف را نباید در بحث علمى دخالت داد; هم شدیدالعقاب جا دارد و هم غفور رحیم بودن. در بحث فقهى ترور, مقدماتى را باید درنظر گرفت:
1. اصل اولى در مورد انسان ها به حکم قرآن و سنت, احترام است. عقل هم چنین حکمى دارد و ضرر به دیگران بدون مجوز روا نیست. بحث ما در موارد جواز است که وجود دارد یا نه;
2. در اسلام غدر حرام است حتى در جنگ. غدر یعنى پیمان شکنى که مصادیق متفاوت دارد. سفرا را وقتى تحت تعهد به کشور آوردیم, پیمان شکنى حتى درباره مشرکین حرام است;
3. در شریعت اسلام, اضطرار از اسباب جواز است. (لیس شىء مما حرم اللّه الا وقد احله اللّه لمن اضطر الیه. )1 حلال شدن محرمات به سبب اکراه و اضطرار را همه فقها پذیرفته اند. در اضطرار (دم) استثنا شده است, ولى همین دم در مورد غیر مسلمان جاى بحث دارد. اگر مسلمانى براى نجات جان خود نیاز به گروگان گیرى کافر داشت, از نظر فقهى مى تواند جایز باشد;
4. حفظ وجهه اسلام اصلى است حاکم بر ادله حتى ادله ثانویه. در حکومت اسلامى هر آنچه وهن تلقى شود, حرام است, هرچند فى نفسه واجب باشد. حفظ نظام بر اصل نماز هم تقدم دارد;
5. مفهوم ترور داراى سه معناست:
ییکم. به لحاظ لغوى که عبارت است از وحشت;
دوم. به لحاظ عرفى آن را عبارت از حملات ناگهانى مى دانیم;
سوم. معناى اصطلاحى که به تعریف مدون و مشخصى نمى توان دست یافت; چون دنبال واقعیت نیستیم و معناى اصطلاحى امرى قراردادى است. در قرارداد, هرکس مى تواند تعریف دیگرى ارائه دهد. 109 تعریف آورده اند و کسى هم آنها را جمع کرده که حاکى از نرسیدن به نقطه مشخص است. قیود ده گانه اى که ذکر شد چه مستند و محل اتفاقى دارد؟ معیار این قیود چیست؟
6. ترور از مفاهیمى است که قبح ذاتى ندارد; قبح آن به وجوه و اعتبار است, مثل کذب که همیشه مذموم نیست. بنابراین ترور مى تواند هم مفهوم خوب داشته باشد و هم بد.

حجةالاسلام والمسلمین فیرحى:
موضوع شناسى امرى دین نیست و باید فرادینى بحث کرد. در مصداق شناسى سراغ آمار مى رویم و از کسر و انکسار آنها به مخرج مشترک مى رسیم که همان تعریف است. ابتدا باید موضوع را شناخت, آن گاه سراغ اعتقادات رفت. بنابراین موضوع شناسى به کافر و مسلمان بودن محقق ربطى ندارد.
پرسش هم راجع به موضوع مطرح مى شود و بدون شناخت نمى توان سراغ حکم رفت. در دستگاه فقهى, مسائل جدید را باید ترجمه کنیم و ترجمه هم داراى قاعده است نه اینکه دست مترجم باشد. در ترجمه مهم جست وجوى مفاهیم نزدیک به ترور در ادبیات فقهى است. ممکن است تعمیم یک عنوان بر ترور خطاب باشد. ممکن است ترور را به حد تعریف نکنیم, ولى تعریف به رسم هم مهم است. باید دید فقهاى شیعه از ترور چه برداشتى دارند تا آن را تحلیل کرد. بیش از 2500 ترور در همین اواخر در دنیا رخ داده است. بنابراین باید موضوع شناسى دقیق باشد.
اهل سنت هم در تعریف ترور سردر گمند. عرب ها گاه آن را به (الارهابیه) ترجمه کرده و (فقه الارهاب) را با ارجاع به آیات قرآن و فقه موجود مطره کرده اند. در اینجا درست است که ارهاب از (رهب) گرفته شده و به معناى ترس است, ریه ترور هم به معناى ترس است, ولى در واقع, ترس اعم از ترور است و جنس ترس در ترور با جنس ترس در جاهاى دیگر تفاوت دارد. (ترهبون به عدواللّه) یعنى آمادگى نظامى ایجاد ترس مى کند ولى به آن تروریسم نمى گوییم. (الذین هم لربهم یرهبون) هم از ترس خداست نه به معناى ترس از مسلمانان. بنابراین (فارهبون) هم به معناى ارهاب نیست. بنابراین ارجاع (ارهاب) به متون دینى غلط است.
همچنین بحثى داریم تحت عنوان (فتک) که به معناى یورش دفعى است ولى در ترور با وجود یورش دفعى, اعدام هاى قبلى هم هست. در فتک فرد مورد تهاجم از واقع بى اطلاع است, ولى در ترور از اصل حمله مطلع است فقط کم و کیف آن را نمى داند.
(اغتیال) در فقه هم یعنى کسى به جایى کشانده شده و مورد تهاجم قرار گیرد ولى در ترور این گونه نیست.
محاربه نیز در فقه آمده و قوانین ما آن را به ترور تطبیق داده اند. محارب یعنى کسى که براى ترساندن سلاح حمل کند, ولى تروریست سلاح ندارد جز در موقع ارتکاب که البته خودش هم کشته مى شود.
در ترور, اخافه به دلیل داشتن سلاح نیست ولى در محاربه ترس از حمل سلاح برمى خیزد.
بنابراین, سرایت ترور به عناوین دیگر موجب خلط مى شود و ما نیاز به واژه شناسى دقیق ترور داریم که آن را از مفاهیم مشابه در فقه جدا سازد.
همچنین در فقه شیعه مجوزى براى کشتار غیرمسلمانان نداریم, هرچند اهل سنت چنین مطالبى آورده اند.

حجةالاسلام والمسلمین نجفى:
با نامشخص بودن مفهوم نمى توان گفت محاربه ترور نیست. موضوع با چه معیارى مشخص مى شود؟ وقتى سخن از اصطلاح است و نه حقیقت خارجى, نمى توان گفت فتک و محاربه داخل در بحث نیست.
ترور به معناى ارتهاب هم براى تناسب لغوى است و چنان که معناى اصطلاح ترور مراد است نه لغوى, در ارهاب هم اصطلاح مراد است و استناد به آیات براى ریشه یابى است. بنابراین مراد از ارهاب, مطلق ترساندن نیست.
فتک هم اگر غیر از ترور باشد, روایات را چگونه باید تفسیر کرد؟ ترور اخص از فتک است و وقتى فتک منع شد, خاص هم منع مى شود.
پس ابتدا باید مفهوم مشخص شود تا معلوم گردد چه چیزى داخل و چه چیزى خارج است.
به اعتقاد من, مفهوم ترور مجمل است و باید سراغ مصادیق رفت.
در کشتن ناگهانى دو فرض داریم:
ییکم. فرد مستحق مرگ است;
دوم. چنین استحقاقى ندارد.
خون محارب هدر است ولى سؤال این است که به نحو ترور مى توان کشت یا باید محاکمه شود و سپس کشته گردد. بحث در کیفیت کشتن است.
به اعتقاد من فى الجمله مى توان محارب را به نحو ترور کشت و روایات متعددى آن را تأیید مى کند. در صحیحه محمد بن مسلم آمده است: شخصى پیامبر را سب مى کرد و حضرت کسى را خواست که وى را از بین ببرد تا اینکه مى گوید (فضربا عنقه). راوى مى پرسد اگر الان هم کسى سب پیامبر کرد کشته مى شود. حضرت مى فرماید: اگر بر جان خود ترس ندارى مى توانى اقدام کنى.2
بنابراین فى الجمله مى توان ساب النبى را بدون محاکمه و اذن حکومت کشت.
نیز در صحیحه داود بن فرقد درباره کشتن ناصبى آمده است: (حلال الدم ولکنى اتقى علیک فان قدرت ان تقلب علیه حائطاً او تفرقه فى ماء لکیلا یشهد به علیک فافعل)3… اگر کسى به اهل بیت جسارت کرد, اگر مرتکب خائف نباشد مى تواند اقدام کند, چه مشمول تعریف ترور بشود و چه نه.
طبق برخى روایات امام هادى(ع) خون فارس را حلال شمرد و خواست کسى او را به قتل برساند. روزى فارس از مسجد خارج مى شد که کسى او را کشت. این ماجرا ممکن است ترور تلقى شود و حکم آن جواز است.
حجةالاسلام والمسلمین فیرحى:
سخن هاى مطرح شده, بحث از مفهوم شناسى را جدى تر مى سازد. ترور با ساب کار ندارد, مسئله اى سیاسى است. در ترور بین مرتکب و جان باختگان رابطه اى نیست. در آن بحث مسئله متوجه ساب است.
مهدورالدم بودن ساب, مسئله خاصى است. قاعده آن است که ترورها صورت مى گیرد و حتى فرد خودش کشته مى شود ولى اطرافیان او را دستگیر و مجازات مى کنند. بنابراین احکام ساب و موارد دیگر با مسئله ترور تفاوت اساسى دارد. سب تخصصاً از ترور خارج است و مسئله اى اعتقادى است. حادثه یازدهم سپتامبر مسئله اى سیاسى است. شیعه در دوره غیبت درباره جهاد ابتدایى نظر خاص دارد. ممکن است ترور جنبه مذهبى داشته باشد, جنبه اعتقادى ندارد. تروریسم ها مى خواهند عده اى رابکشند ولى فرد خاص را به عنوان کسى که مهدورالدم باشد درنظر ندارند.
اساساً استثناهایى مثل سب را مصداق ترور نمى دانند. جز رهبران سیاسى که تعدادشان کم است و آن هم نه به خاطر شخص بلکه به خاطر موقعیت, افراد خاصى مدنظر تروریسم نیست. فرد عادى کشته مى شود تا اهداف سیاسى سیاست مدارى تأمین شود و اینها در جامعه ایجاد ترس مى کنند تا تصمیم سیاسى عوض شود.

حجةالاسلام والمسلمین نجفى:
غافل گیرانه کشتن در فقه دوگونه است:
ییکم. فرد مستحق اعدام نباشد;
دوم. شخص مستحق اعدام باشد که در این صورت به رغم اصل احترام به انسان ها از این اصل خارج شده و فى الجمله در مواردى روا مى دانیم. کشته شدن محارب اطلاق دارد و نیازى به اعلام قبلى نیست. (اذا دخل علیک لص المحارب فاقتله). مطلق است و نیازى به اخطار دادن ندارد.
البته اطلاق برخى ادله مشکل است.
آنچه اتفاق مى افتد این است که شخص براى حفظ خود, جان دیگران را به خطر مى اندازد و اعم از آن است که سیاسى باشد یا غیرسیاسى. فقط باید مصادیق را به لحاظ فقهى بررسى کرد و نه اینکه به مفهوم پرداخت. وقتى حکم قضیه به لحاظ فقهى روشن شد, طبق آن مى توان عمل کرد, چه آن را تروریسم بنامند یا نه. انفجار انبار مهمات دشمن عملیاتى تروریستى است ولى مى توان بر اساس مبانى فقهى مرکتب آن شد.

حجةالاسلام والمسلمین فیرحى:
تعاریف از جمع و تفریق واقعیات خارجى به دست مى آید. مشخصاتى را براى ترور برشمردیم که مى تواند مفهوم ترور را مشخص سازد. وقتى عناصر ترور به دست آمد, ممکن است در انطباق بر موردى تردید باشد.
در ادبیات سیاسى مى گویند حاکم وقتى حکم مى کند, به دلیلى ممکن است خطا کند و به همین سبب نمى توان او را مشخص مجازات کرد. در این زمینه ها شخص مهم نیست. بنابراین به سمت شخص مجرم نباید رفت.

نتیجه
دبیر علمى: بحث تروریسم با دو دیدگاه مواجه است: یک دیدگاه بر موضوع شناسى دقیق مسئله براساس پژوهش هاى انجام گرفته در این حوزه تأکید دارد و توجه به دیدگاه ها را در موضوع شناسى لازم مى داند, در حالى که دیدگاه مقابل بر بررسى احکام فقهى موضوعات مشابه و متداخل تأکید دارد و معتقد است با بررسى متون فقهى و بدون نیاز به تعریف تروریسم, مى توان به احکام فقهى و دیدگاه شرع در این زمینه دست یافت.
از آنجا که نشست فعلى آغازى بر این مباحث است, پرداختن به همه ابعاد و به چالش کشیدن دیدگاه ها فرصت مناسب دیگرى را مى طلبد.

1. حر عاملى, وسائل الشیعه, ج 4, ص 373.
2. حر عاملى, وسائل الشیعه, ج 28, ص 213.
3. علل الشرایع, ج 2, ص 601.