نکته‏هایى در فقه حج

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده


                                   

حج، آهنگ زیارت کعبه و انجام مناسکى است که در درازناى تاریخ به شکلهاى گوناگون جلوه‏گر مى‏شده است.

کعبه، نخستین خانه‏اى است که براى عبادت مردمان بنا شده: «ان اول بیت وضع للناس.» حج، از پنج‏رکن اساسى اسلام است: «بنى الاسلام على خمس.... و حج‏البیت....» (1)

ترک آن، با توانایى برگزاردن، در حد کفر است و در صورت ناتوانى مردم از گزاردن، حکومت اسلامى باید با هزینه بیت‏المال، مردم را به سوى حج گسیل نماید، تا مباد که خانه پروردگار خالى بماند که در آن صورت عذاب خدا حتمى خواهد بود:

«... و الله الله فى بیت ربکم لا تخلوه مابقیتم فانه ان ترک لم تناظروا....» (2)
خدا را خدا را در حق خانه پروردگارتان. آن را خالى مگذارید، تا هنگامى که در این جهان ماندگارید که اگر حرمت آن را نگاه ندارید، به عذاب خدا گرفتارید.

حج، تنها عبادتى است که خداوند آن را به عنوان حقى براى خود بر عهده انسانها نهاده است:

«ولله على الناس حج‏البیت من استطاع الیه سبیلا.» (3)
حج، با شکوه‏ترین، گسترده‏ترین و گونه‏گون‏ترین عبادتهاست. زوایاى گوناگونى دارد که در هیچ عبادتى آن زوایا، یک جا جمع نشده است. در حقیقت، حج نمونه و بدل کوچکى از تمامیت اسلام است و به فرموده پیامبر گرامى اسلام (ص) :

«... الحج وهى الشریعة.» (4)
و به بیان على (ع)، حج نشانه تمام‏نماى اسلام است:

«جعله سبحانه للاسلام علما.» (5)
با این که عبادتى است در جمع و با جمع، ولى بیش از هر عمل عبادى دیگر، با قصد اخلاص و تقرب به خداوند آمیخته است. از کوچک‏ترین عمل تا بزرگ‏ترین آن باید با نیت و قصد پیروى خداوند انجام گیرد. پیشوایان دین، هماره شوق انجام آن را داشته‏اند. امام مجتبى (ع) بیست‏بار از مدینه تا مکه را به شوق زیارت خانه خدا، پیاده مى‏رود. امامان (ع)، از هیبت لبیک آن به خود مى‏لرزیده‏اند.

رمضان که ماه استجابت‏خواسته‏هاست، حج‏سرآمد درخواستهاست و کم‏تر دعایى را مى‏توان یافت که در آن زیارت خانه‏خدا خواسته نشده باشد.

چنین است که خداوند در قرآن کریم، سوره‏اى را «حج‏» نام‏گذارده و در دهها آیه از زاویه‏هاى گوناگون، از حج‏سخن به میان آمده است.

بخش زیادى از روایات، به موضوع حج، ویژه شده: به بیان فلسفه و اسرار حج و شناساندن آیات و نشانه‏هاى الهى، معرفى خانه و آنچه در پیوند با آن است، شرح اعمال و مناسک حج، آداب سفر و آداب زیارت قبرهاى شریف و مکانهاى مقدس و....

به همین خاطر، حج در فقه نیز، هماره از جایگاه ویژه‏اى برخوردار بوده است. حجم زیادى از گفتاگوها و نگاشته‏هاى فقهى به حج ویژه شده و کم‏تر فقیهى را مى‏توان یافت که در موضوع حج، چیزى ننگاشته باشد، دست‏کم در حد مناسک حج و پاسخ‏گویى به پرسشهاى مورد نیاز.

با این همه، ویژگى حج (مراسم دسته‏جمعى در زمان معین و مکانهاى ویژه) هماره پرسشهاى نوینى را فراروى فقیهان و فقه‏پژوهان نهاده است و مباحث‏حج را با همه انبوه کارهاى انجام شده، همیشه تازگى بخشیده است.

آنچه امروز در پژوهشها و استنباطهاى فقهى حج، بیش از گذشته خود را مى‏نماید واقعیتهایى است که ما را با دشواریهاى جدى روبه‏رو ساخته و یادرآینده‏اى نه چندان دور، روبه‏رو خواهد ساخت.

1 . محدود بودن مواقف
وقوف در عرفات از ظهر روز نهم تا غروب آفتاب و در مشعر الحرام از نیمه شب تا طلوع آفتاب، دو واجبى است که در یک زمان تمامى حاجیان را در این دو سرزمین گرد هم مى‏آورد که البته در عمل، یک روز و یک شب را در بر مى‏گیرد. حضور حج‏گزاران در منى براى بیتوته دو شب و انجام پاره‏اى واجبات دیگر، سه روز به درازا مى‏کشد. محدود بودن این مکانهاى مقدس، هم‏اکنون دشواریهایى را به‏وجود آورده که به طور قطع اگر محدودیتهاى سفر به عربستان از حاکمان سعودى برداشته شود، حضور جمعیت‏به میلیونها مى‏رسد و این مکانها در وضع موجود پاسخ‏گوى نخواهد بود.

اگر در گذشته‏هاى دور این شکل به صورت یک فرض مطرح مى‏شده و از امام صادق (ع) پرسیده مى‏شده:

«اذ اکثر الناس بمنى وضاقت علیهم کیف یصنعون.
فقال: یرتفعون الى وادى محسر....» (6)
اگر منى به خاطر زیادى جمعیت‏بر آنان تنک شود، چه کنند؟

فرمود: به وادى محسر مى‏روند....

امروز این شکل به گونه جدى مطرح است و تنها مربوط به منى هم نخواهد بود.

همین ضرورت چند سالى است قربانگاه را به خارج از منى کشانده و موضوع قربانى در خارج از منى را فقیهان به بوته نقد و بررسى گذارده‏اند و پس از بحث‏و برسیهاى بسیار، شمارى به روش و شمارى بر قیدها و شرطهایى آن را پذیرفته‏اند.

با این حال، هنوز پاره‏اى شبهه‏ها و احتیاطکاریها دغدغه‏هایى را براى افراد به وجود مى‏آورد که نیاز به بحث و تحقیق بیش‏ترى دارد.

افزون بر این، شرایط حاکم، همین موضوع را امروز از زاویه دیگرى مورد تردید قرار داده و آن به مصرف بینوایان نرسیدن گوشتهاى قربانى است که اسلام بر آن بسیار تاکید دارد.

اکنون این پرسش به گونه جدى طرح مى‏شود که آیا در چنین صورتى قربانى لازم است؟

آیا از قربانى واجب بسنده مى‏کند؟ آیا نباید آن را در جاى دیگر که امکان استفاده فقیران هست قربانى کرد؟

دیدگاه کشتن قربانى در وطن، براى برآوردن نیاز بینوایان، گرچه هنوز دیدگاه شاذى به حساب مى‏آید، ولى اصل بحث‏سرچشمه گرفته از واقعیتهاى زمانى و مکانى است که امروزه در حج وجود دارد.

2 . فزونى جمعیت
شرکت فزاینده و روبه گسترش مردم مسلمان در موسم حج، واقعیت تامل آخرین دیگرى است که غیر از مواقف، پاره‏اى از چیزهایى را که در گذشته فتوا به واجب بودن نگهداشت آن یا احتیاط در پایبندى به آن بود، اکنون با مشکل روبه‏رو ساخته است. پذیرش طواف در بیرون از فاصله بین مقام ابراهیم و خانه کعبه، خواندن نماز طواف پشت مقام ابراهیم از فاصله دور، رمى جمرات از طبقه دوم و شاید پذیرش سعى صفا و مروه از طبقه بالا و... همه سرچشمه گرفته از رشد فزاینده حاجیان در مراسم حج است که توجه به حضور میلیونى مسلمانان در آینده، نیاز به راه‏حلهاى فقهى براى این گونه دشواریها را دوچندان مى‏کند.

3 . دگرگونى و پیشرفت وسائل نقلیه
بى‏گمان وسیله‏هاى مسافربرى امروزین با گذشته، فرقهاى بسیار و ماهوى دارند. در گذشته، با چهارپایان راه مى‏پیموده و مسافرت مى‏کرده‏اند و امروز صنعت ماشینى آن را نسخ کرده و وسیله‏هایى به طور کامل جداى از گذشته را جایگزین ساخته است. این دگردیسى، همچنانکه در فزونى جمعیت‏حاجیان و آسانى رفت‏وآمدها کارگر بوده است نسبت‏به پاره‏اى احکام حج نیز، تاملاتى را برانگیخته است. مانند:

الف. استظلال: از کارهاى حرام در زیر سایبان و جان‏پناه حرکت کردن است. در روایات ما آمده که حج‏گزار پس از بستن احرام، به هنگام پیمودن مسیر مدینه تا مکه مکرمه، حق ندارد «استظلال‏» کند.

در این که استظلال چیست؟ آیا سایه بر سر گرفتن و خود را از خورشید پوشاندن است، پس شب «استظلال‏» معنى ندارد و حرام بودن آن، مربوط به روز مى‏شود، یا آن که مقصود سرپناه گرفتن است، خواه از نور خورشید یا از هر عامل طبیعى دیگر؟

بنابراین، حرام بودن آن ویژه روز نیست، بلکه شب هم «استظلال‏» حرام است؟

همواره فقیهان در این مساله گفت‏وگو داشته‏اند. گروهى دیدگاه نخست را پذیرفته و بر آن استدلال کرده‏اند و گروهى دیدگاه دوم را که بنابر هر دو دیدگاه مسافرت در روز با وسیله‏هاى امروزین سبب برداشتن سقف آنها بوده است.

نکته شایان توجه این است که در این گفت‏وگوها دگرگونى ماهوى وسیله‏هاى نقلیه مورد توجه قرار نگرفته است، حال آن که آنچه در زمان صدور روایات وسیله نقلیه متعارف بوده چهارپایان بوده، مانند: اسب و شتر که وجود سایبان مانند کجاوه بر روى آنها، جزء زائد به شمار مى‏آمده یا جنبه تشریفاتى داشته و یا ویژه پیش‏گیرى از آفتاب و سرما.

به بیان دیگر: بود و نبود کجاوه و هودج در ماهیت وسیله حمل و نقل بودن آنها هیچ دخالتى نداشته، ولى در وسیله‏هاى نقلیه امروز، وجود سقف و پوشش جزء ماهیت وسیله بودن آنهاست. پاره‏اى از آنها مانند: هواپیما بدون داشتن سقف قابل استفاده نیستند. وجود سقف در وسائل نقلیه امروز، مانند اتومبیلهاى مسافربرى، از ضروریات است. نه تنها به لحاظ آسایش و جلوگیرى از گرما و سرما که جهات امنیتى نیز بیش از همه دخالت دارد و برداشتن سقف اتوبوس، ناقص کردن آن است. بنابراین، آیا مى‏توان گفت دستورى که در زمان صدور روایات، به آسانى انجام پذیر بوده، آن را به این زمان که موضوع به کلى دگرگون شده و انجام آن دستور موجب عسروحرج بویژه در فصل زمستان و سردى هوا، خطرهاى جانى و انگشت‏نما شدن در بین دیگر مسلمانان است نیز، سریان داد؟

آیا این اندازه دگرگونى براى بازنگرى در حکم کافى نیست. شاید گروهى این گونه احتمالها را استحساناتى بیش ندانند، ولى توجه به این که دلیل بر حرام بودن «استظلال‏» روایات است و سیره معصومان (ع) که این هر دو در ظرف زمانى خاص خود معنایى خردمندانه و درخور عمل داشته است ما را در فهم درست مقصود احادیث کمک مى‏کند و وجود این احتمال را چندان دور از حقیقت نمى‏نماید.

ب . استطاعت از عمره مفرده: در گذشته به خاطر سختیها و دشواریهاى سفر و دورى راه کسانى مى‏توانسته‏اند به انجام عمره توفیق یابند که براى گزاردن حج مى‏آمدند و عمره آنان همان عمره تمتع بوده است.اگر زودتر از ایام حج مى‏آمدند، چون رفتن و برگشتن دشوار و چه بسا ناممکن بود، مى‏ماندند تا ایام حج فرا رسد و در عمل، عمره از حج جدایى ناپذیر بود.

با این حال، این پرسش مطرح بوده که آیا عمره مفرده جداى از عمره تمتع واجب ست‏یا نه که اگر کسى تنها توانایى بر انجام عمره مفرده داشته باشد، به عنوان یک واجب دینى، وظیفه دارد آن را انجام دهد؟ دو دیدگاه وجود داشته است: موافق و مخالف. به نظر مى‏رسد گرایش فقیهان به دیدگاه مخالف، از سختى و پرزحمت‏بودن سفرناشى مى‏شده است.

ولى امروز، که دگرگونى و پیشرفت وسائل نقلیه حضور در مکه و انجام عمره مفرده را آسان کرده است و از سویى محدودیتهایى به وجود آمده در انجام حج، به خاطر بسیارى مشتاقان و علاقه‏مندان، معادله را به هم زده است. یعنى امروز انجام عمره مفرده به مراتب آسان‏تر از انجام حج واجب است. در حال حاضر، شمار عمره‏گزاران در سال، به اندازه حاجیان است و هنوز رو به افزایش است و چه بسیارند افرادى که براى انجام عمره چند بار توفیق مى‏یابند، ولى براى انجام حج در تمام عمر یک بار هم موفق نمى‏شوند.

این واقعیت ما را بر آن نمى‏دارد تا به بازنگرى در موضوع بپردازیم و از کنار دلیلهاى به طور نسبى استوار بر واجب بودن عمره مفرده به سادگى نگذریم؟

4 . تقیه مداراتى
تقیه ریشه قرآنى دارد و در گفتار و رفتار پیشوایان دین از جایگاه خاصى برخوردار است. فقها از زوایاى گوناگون به تقسیم آن پرداخته و بحثهاى سودمندى را ارائه داده‏اند.

از جمله به لحاظ منشا تقیه آن را به تقیه خوفى، اکراهى، کتمانى و مداراتى تقسیم کرده‏اند. شاید بتوان گفت امروزه، جایى براى تقیه خوفى، اکراهى و کتمانى در مراسم حج، وجود ندارد; زیرا اکراه بر اظهار عقیده یا انجام عمل برخلاف مذهب و یا کتمان مذهب و اسرار اهل‏بیت (ع) و یا ترس بر جان، مال، ناموس و... با توجه به قراردادها و پیمانهاى بین‏المللى و بین‏الدولى و... وجود ندارد، یا بسیار اندک است. ولى تقیه مداراتى که براى حفظ وحدت، شوکت و عزت و اقتدار مسلمانان و جلب دوستى و مهرورزى آنان تشریع شده است، امروزه در حج، نه تنها مورد دارد که از موقعیت و حساسیت مهمى برخوردار است; زیرا بى‏گمان پس از پیروزى انقلاب اسلامى براى نخستین بار پیروان مکتب اهل‏بیت (ع)، به گونه سامان‏مند و هماهنگ، به عنوان نمایندگان یک نظام اسلامى استوار بر مذهب اهل‏بیت، حضور مى‏یابند. ویژگى این حضور توجه مسلمانانى را که از دور و نزدیک جهان اسلام، در این اجتماع میلیونى، شرکت جسته‏اند، بیش از پیش، به خود جلب کرده است. این موقعیت‏به وجود آمده، شیعیان را بیش از هر زمانى به نگهداشت تقیه مداراتى که مجموعه آموزه‏هاى ائمه (ع) در چگونگى معاشرت با دیگر مسلمانان است، فرا مى‏خواند. تقیه مداراتى هم مى‏تواند در مناسک و اعمال حج کارگر باشد و هم در دیگر واجبها و مستحبهایى که حاجیان انجام مى‏دهند، مانند: حضور در مساجد، نماز جماعتها، چگونگى زیارتها و... از جمله روایاتى که مبناى تقیه مداراتى قرار گرفته این روایت است:

«... عن الهشام الکندى قال: سمعت اباعبدالله (ع) یقول: ایاکم ان تعملوا عملا نعیر به، فان ولد السوء یعیر والده بعمله، کونوا لمن انقطعتم الیه زینا، ولاتکونوا علیه شینا صلوا فى عشائرهم وعودوا مرضاهم واشهدوا جنائزهم، ولایسبقونکم الى شئ من الخیر فانتم اولى به منهم، والله ما عبدالله بشیئ احب الیه من الخباء.
قلت: و ما الخباء؟
قال: التقیة.» (7)
هشام مى‏گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى‏فرمود: بپرهیزید از کارى که سبب سرزنش ما شود. فرزند بد با کار خود موجب سرزنش پدر مى شود. زینت آن کسى باشید که با او پیوند دارید، نه مایه سرافکندگى او. با عشایر آنان نماز بگزارید، از بیماران آنان عیادت کنید، به تشیع جنازه‏هاى آنان حاضر شوید. در کار خیر، که شما سزاوارتر به انجام آن هستید، بر شما پیشى نگیرند. به خدا سوگند، خداوند به چیزى دوست داشتنى‏تر از «خباء» پرستش نشده است!

عرض کردم: «خباء» چیست؟

فرمود: تقیه.

از این‏روایت و روایات دیگرى که در این باب آمده است، نکته‏هایى استفاده مى‏شود، از جمله:

1 . شیعه باید زینت مذهب و امامان خود باشد و از هر کارى که به سرزنش مذهب و امامان خود بینجامد، دورى گزیند، هر چند سرزنش آنان از سر ناآشنایى باشد.

2 . شیعه نباید از جماعت مسلمانان کناره‏گیرى کند. باید به میان آنان برود و همانند آنان نماز و دیگر اعمال خیر را انجام دهد.

3 . عبادتى که در این حال انجام مى‏گیرد، با وجود آن که پاره‏اى اجزاء و شرایط را ندارد که لازمه با جمع آنان بودن است، دوست‏داشتنى‏ترین عبادت در نزد خداست.

در این که سر این دستور و این‏گونه تقیه چیست، با آن که مورد آن جایى است که نه ترسى، نه اکراهى، نه کتمانى و نه... دربین باشد؟

امام خمینى (ره) مى‏نویسد:

«واما التقیة المداراتیة المرغوب فیها مما تکون العبادة معها احب العبادات وافضلها... ولعل السر فیها صلاح حال المسلمین بوحدة کلمتهم و عدم تفرق جماعتهم لکى لایصیروا اذلاء بین سایر الملل وتحت‏سلطة الکفار و سیطرة الاجانب... .» (8)

اما راز تقیه مداراتى مورد خواست، که عبادت در آن حال دوست داشتنى‏ترین عبادت و باارزش‏ترین آنهاست، شاید به خاطر حفظ مصلحت مسلمانان و وحدت کلمه آنان باشد و پراکنده نبودن جمعیت آنان، تا آن که در میان دیگر ملتها، ذلیل نباشند و تحت‏سلطه کفار و بیگانگان قرار نگیرند.

و آقاى خویى نیز، پس از نقل روایت‏یاد شده سر مدارات با دیگر مسلمانان را چنین بیان مى‏کند:

«... حکمة المداراة معهم فى الصلاة او غیرها انما هى ملاحظة المصلحة النوعیه واتحاد کلمة المسلمین... و یعرفوا الشیعة بالاوصاف الجمیلة وعدم التعصب والعناد واللجاج وتخلقهم بما ینبغى ان یتخلق به حتى یقال رحم الله جعفرا ما ادب اصحابه.» (9)

حکمت مدارا کردن با دیگر مسلمانان در نماز و غیرنماز، به خاطر حفظ مصلحت نوعى مسلمانان و وحدت‏کلمه آنان است.... این که شیعه با اوصاف زیبا به دور از تعصب و عناد و لجاج شناخته شود و به چیزهایى آراسته شود که شایسته است، تا آن که بگویند: خداى رحمت کناد جعفربن محمد (ع) را چه اصحابى تربیت کرده است!

بنابراین، با توجه به هدفهایى که در تقیه مداراتى نهفته است، شایسته است در تحقیقات فقهى حج جایگاه شایسته‏اى بیابد و از زاویه‏هاى گوناگون مورد بحث و بررسى قرار گیرد و در پرتو این تلاشها، احکام و دستورهاى عزت‏بخش و عظمت‏آفرین فقه شیعى را به مسلمانان عرضه کنیم و شیعیان در پرتو عمل به این دستورها زینت و افتخار مکتب اهل‏بیت (ع) گردند.

5 . انعطاف‏پذیرى
از آن جا که ویژگى حج (اعمال دسته جمعى در زمان و مکان ویژه) همواره در عمل، دشواریهایى را به دنبال داشته است، در متون فقهى و روایى به مواردى بر مى‏خوریم که حکمى تغییر، تعمیم و یا تخصیص داده شده که این نشانه‏اى از انعطاف‏پذیرى در حکم است، مانند:

1 .روایتى که اشاره شد در فرض بسیارى جمعیت در منى و ناگنجایى آن سرزمین، امام (ع) مى‏فرماید: مى‏توانند به واى محسر که خارج از منى است‏بروند و شاید مقصود راوى براى بیتوته در منى باشد.

2 . درباره بیرون بردن گوشت قربانى از منى، پس از سه روز، امام (ع) مى‏فرماید: در گذشته چون گوشت کم بود و مردم زیاد بودند، این را اجازه نمى‏دادیم و پیامبر (ص) آن را ممنوع کرده بود، ولى امروز که گوشت فراوان است و جمعیت کم، بیرون بردن آن پس از سه روز اشکالى ندارد. (10)

3 . مى‏دانیم که مقام ابراهیم در زمان پیامبر اکرم (ص) چسبیده به خانه کعبه، جاى اصلى خود بوده است، در زمان خلیفه دوم که جمعیت‏بیش‏ترى به حج مشرف مى‏شدند و ازدحام جمعیت‏به گرد آن مانع از طواف دیگران مى‏شد، عمر دستور داد آن را به جاى کنونى آن بگذارند. بعدها این جا به جایى، نه تنها مورد تایید امامان (ع) واقع شد که نماز طواف که باید پشت مقام ابراهیم خوانده شود، همین مکان کنونى ملاک قرار گرفته است.

4 . استلام حجر، به هنگام طواف، از کارهاى مستحبى مورد تاکید است. حتى به برخى از فقها فتوا به واجب بودن استلام را نسبت داده‏اند، ولى در روایات ما به تعبیرهاى گوناگون آمده است که این حکم (مستحب و یا واجب بودن) وقتى بوده که جمعیت زیاد نبوده و به آسانى انجام آن ممکن بوده است و امروز که سبب اذیت و آزار دیگران است آن حکم نیست.

امام صادق (ع) مى‏فرماید:

«کنا نقول: لابد ان نستفتح بالحجر ونختم به فاما الیوم فقد کثر الناس علیه‏» . (11)
در گذشته مى‏گفتیم: طواف را با استلام حجر شروع و با استلام آن باید به پایان برد، ولى امروز که مردم زیاد شده‏اند، نه.

5 . گسترش دادن حکم مستحب بودن نماز در مسجد النبى و مسجدالحرام، به بخشهاى افزوده شده و گسترش یافته پس از زمان پیامبر (ص) .

6 . گسترش حکم اختیار تمام و ناتمام گزاردن نماز در این دو مسجد به بخشهاى گسترش یافته.

و موارد دیگرى که اگر از این زاویه به تتبع بنشینیم، در متون روایى و فقهى، فراوان برخواهیم خورد که واقعیتها و شرایط به وجود آمده در دگرگونى احکام کارگر بوده است. این نه به معناى قیاس که به عنوان تایید براى پژوهش تحقیق در دلیلها، براى دستیابى به احکام و دستورهاى برابر با روح شریعت و حج و همساز با اصل «سهولت‏» و پرهیز از پاره‏اى احتیاطکاریهاى بى‏مورد است که به جد در بسیارى از موارد، چهره مذهب و احکام دین را زشت جلوه مى‏دهد که بى‏گمان، با روح شریعت و حقیقت‏حج، ناسازگار است.

 

پانوشتها:
1 . «خصال‏» ، شیخ صدوق، باب الخمسه 18.
2 . «نهج‏البلاغه‏» ، صبحى صالح، ترجمه شهیدى، نامه 47/46، آموزش انقلاب اسلامى.
3 . سوره «آل‏عمران‏» ، آیه 97.
4 . «علل الشرایع‏» ، شیخ صدوق‏249/، دار احیاء التراث العربى، بیروت.
5 . «نهج‏البلاغه‏» ، خ‏1/7.
6 . «وسائل الشیعه‏» ، شیخ حر عاملى، ج‏10/13، دار احیاءالتراث العربى، بیروت.
7 . «همان مدرک‏» ، ج‏11/471.
8 . «الرسائل‏» ، امام خمینى، ج‏2/200.
9 . «التنقیح‏» ، تقریرات درسى آیت الله خویى، گردآورده میرزا على تبریزى غروى، ج‏4/316، منشورات مدرسة دارالعلم.
10 . «وسائل الشیعه‏» ، ج‏10/149.
11 . همان مدرک، ج‏9/409.