معرفى کتاب غنا ، موسیقى ، ج1و2

نوع مقاله: مقاله پژوهشی


فقیهان بزرگ, گاه بنابر نیاز زمان و پاسخ گویى به مردم مسلمان, در موضوعى ویژه به بررسى و کندوکاو پرداخته اند و این گونه پژوهشها, با همه اهمیت و راه گشایى که داشته و دارند, کم تر مورد توجه قرارگرفته اند و گاه همراه دیگر کتابهاى فقهى به چاپ رسیده اند; از این روى مهجور مانده و آن گونه که باید, در دسترس اهل تحقیق و نظر قرار نگرفته اند.

بایستگى احیاى این نوشته هاى مهم و راه گشا, شمارى از فاضلانِ خوش ذوق و خوش سلیقه و علاقه مند به میراث فقهى را بر انگیخته تا زمینه طرح بزرگِ (میراث فقهى) را فراهم سازند. این گروه, بر آنند تا بر اساس این طرح بزرگ, رساله هاى فقهى که گزاره هاى مورد نیاز امروز جامعه اسلامى در آنها به گونه اى به بوته بررسى نهاده شده, تحقیق و به بهترین و خوش آیندترین شکل نشر یابند و در دسترس اهل نظر قرار گیرند. گستره این تحقیق, چهل گزاره زیر است:

غنا, موسیقى.

ولایت فقیه.

ولایت اب و جدّ.

ربا.

صید و ذباحه.

قضا و شهادت.

حدود, قصاص, دیات, تعزیر, تبعید و زندان.

حق و حکم.

عدالت (معتبر در قاضى, مفتى, رهبر و…)

جهادو دفاع.

زمین.

پول, در هم و دینار.

خمس.

زکات.

اهل کتاب: (طهارت و نجاست, ذبائح, منکوحات و…)

بلوغ (دختر و پسر)

تقلید اعلم.

تقلید میّت.

وقت و قبله.

هلال.

تقیّه.

قاعده لاضرر, عسر و حرج.

قاعده لاتعاد.

قاعده ید.

لباس مشکوک.

نیت.

کفارات.

اخذ اجرت بر واجبات.

نماز جمعه.

نماز و روزه مسافر.

مواسعه و مضایقه.

حج و عمره.

ارث و حبوه.

ارث زوجه.

خیارات و شروط ضمن عقد.

نکاح و طلاق.

وصایا و منجّزات مریض.

امر به معروف و نهى از منکر.

وقوف و صدقات.

عقود و ایقاعات.

انتشار رساله هاى فقهى به گونه دسته بندى شده, کارایى و سود بسیار دارد, از جمله:

الف . بیش تر منابع مورد نیاز, یک جا, در اختیار فقه پژوه قرار مى گیرد.

ب. میزان نوآورى هر فقیه, درمسأله روشن مى شود.

ج. روشن مى شود هر فقیه, از چه کسان و آثارى, اثر پذیرفته و بر چه کسان و کتابهایى, اثر گذاشته است.

د. پیشینیان, کم تر به صاحبان دیدگاهها اشاره مى کرده اند. با این تحقیق, روشن مى شود دیدگاههاى ارائه شده از چه کسانى است و این, فقه پژوه را کمک مى کند که بهتر و روشن تر به زوایاى دیدگاه فقیه, پى ببرد.

هـ. بیش تر فرهیختگان, حتى کسانى که عمرى را در دانش فقه سپرى کرده اند, از تلاش سترگ فقیهان نامور, بى خبرند و به ژرفاى میراث فقهى و گستردگى و شکوه آن پى نبرده اند, این حرکت, کارنامه درخشان و شکوهمندِ فقیهان پیشین را مى نمایاند.

و. با به انجام رسیدن این طرح, روشن مى شود که فلان فرع فقهى از چه زمانى وارد فقه شده و چه مسیرهایى را پیموده است.

ز. نشر آثار پراکنده فقهى به شکل مجموعه, از دوباره کاریها و عرضه کارهاى بى محتوا و سست و بدون اتکاى به منابع پیشین, جلو مى گیرد.

غنا, موسیقى
نخستین شماره میراث فقهى, به غنا ویژگى یافته و این مجموعه, در بردارنده شش بخش است:

بخش اول, رساله هاى غنا:
در این بخش که دو مجلد از این مجموعه را به خود اختصاص داده, 28 رساله فقهى غنا تصحیح و به ترتیب تاریخ وفات نگارندگان, به چاپ رسیده است.

بر اساس تحقیق گسترده دست اندرکاران این طرح, فقیهان شیعه, حدود چهل رساله در این موضوع نگاشته اند که به سى رساله دست یافته اند. از این سى رساله, دو رساله در بخش گفتارهاى پراکنده و باقى در بخش نخست آمده است.

از آن جا که افزون بر فایده فقهى این مجموعه, احیاى آثار پیشینیان شیعه نیز در نظر بوده, دست اندرکاران طرح در صدد گزینش رساله ها, بر حسب قوت و ضعف یا جانب دارى از تحلیل یا تحریم غنا, نبوده اند و همین که نویسنده رساله اى فقهى, شیعه و موضوع آن غنا بوده, به تصحیح و نشر آن پرداخته اند, هر چند سخن تازه اى نداشته باشد.

تمام رساله ها در این مجموعه, به گونه کامل آمده و تنها در دو مورد حذف صورت گرفته است:

1. پاره اى از احادیث غنا (بدون توضیح) از پایان رساله بیستم, به دلیل درج شدن آنها در بخش پنجم.

2. حذف توهینها و تعریفها به محقق سبزوارى, از رساله دوم و نقطه چین کردن جاهاى حذف.

حدود هفتاد درصد از رساله هاى غنا در این مجموعه, پیش از این چاپ نشده و تنها چند مورد به گونه چاپ سنگى, یا پراشتباه چاپ شده است. پاره اى از این رساله ها, براساس نسخه منحصر به فرد و تنها نسخه شناخته شده موجود, تصحیح شده اند: رساله هاى: 3, 12, 17, 18, 19, 22, 25 و 28 .

بخش دوم, سخنان پراکنده درباره غنا:
به جز رساله هاى مستقل و دوره هاى فقهى, که به طور طبیعى بحث غنا را نیز در بردارند, فقیهان شیعه در دیگر آثار خود, به مناسبت, بحث غنا را به میان کشیده اند که در این بخش, اصل سخنان پراکنده گردآمده که پاره اى از آنها خطى بوده و پیش از این چاپ نشده است.

بخش سوم, آراى فقیهان:
از قرن یازدهم به این سو, توجه ویژه اى به مسأله غنا شده و رساله هاى مستقلّى در این باب, نگارش یافته است. پیش از قرن یازدهم, از آن جا که غنا مسأله روز نبوده, فقیهان به همان مقدار اندک در دوره هاى فقهى بسنده مى کرده اند.

در بخش سوم, متن سخنان فقیهان شیعه, تا آغاز سده یازدهم, از کتابهاى دوره اى فقه تصحیح و به ترتیب تاریخ وفات آنان آمده است. از آن جا که از آغاز سده یازدهم به بعد, رساله هاى غنا در دسترس و مهم ترین و بیش ترین سخنان در آنها آمده, نیازى به نقل متن مطالب کتابهاى فقهى این دوره, احساس نشده است. این دسته از آثار در بخش چهارم, شناسانده و جاى بحث غنا, نشان داده شده است.

بخش چهارم, کتابشناسى غنا:
این بخش, سه فصل دارد: آثار مستقل, آثار مشتمل و آثار چاپ شده.

در فصل نخست, همه رساله هاى غنا, چه آنها که در دسترس قرار دارند و چه آنها که ندارند, به گونه فشرده و خلاصه شناسانده شده اند.

در این فصل, شمار رساله هایى که به دست ما رسیده یا از بین رفته, روشن مى شود.

در فصل دوم, دوره هاى فقهى که سخن از غنا به میان آورده و در این باب به بحث پرداخته اند, معرفى و جاى بحث غنا در آنها نشان داده شده است.

یادآورى: در این بخش, از آثارى که در بخش سوم, از همه زوایا شناسانده شده اند, سخنى به میان نیامده است.

در فصل سوم, رساله ها و کتابهایى که معاصران در باب غنا نگاشته و چاپ شده, به شرح شناسانده شده اند.

بخش پنجم, احادیث غنا:
متن و سند تمام احادیث باب غنا, به طور کامل, همراه با شرح و نظم و دسته بندى ویژه اى, درج شده است, تا براى فقه پژوهانى که مى خواهند همه روایات غنا را یک جا پیش رو داشته باشند, به کار آید و مفید افتد.

بخش ششم, اهل سنت و غنا:
بسیارى از احادیث ائمه(ع) ناظر به مذاهب و سخنان اهل سنت است; از این روى, براى نمونه در بخش ششم, کم وبیش, خلاصه اى از بحثهاى پیشین, برابر فقه عامه درج گردیده است. در مثل, دو رساله از رساله هاى فقهى سنیان در غنا (یکى در حرام بودن آن و دیگرى در حلال بودن آن) آورده شده است.

رساله ها
چنانچه گفته شد, 28 رساله در بخش نخستِ نخستین شماره میراث فقهى, چاپ شده است که در این جا, از ویژگیهاى آنها سخن مى گوییم:

1. رسالة فى تحریم الغناء, محقق سبزوارى (م:1090هـ.ق) تحقیق: على مختارى, عربى, 45 صفحه.

ملامحمد باقر سبزوارى, در ابتداى رساله اظهارمى دارد: در حرام بودن غنا, علماى امامیه, اجماع دارند. وى در این رساله, براى ثابت کردن ناروایى و حرام بودن غنا, به آیات و روایات استدلال مى جوید. آن گاه به نقل و نقد ادله اى مى پردازد که بر روایى غنا به آنها تمسک شده است و به استدلال گروهى ازعلماى اهل سنت که به روایى غنا باور دارند, پاسخ مى گوید.

محقق سبزوارى, درحرام بودن غنا, به غیر از حُدا, درنگ مى ورزد و در حکم زن آ وازه خوان مجالس عروسى, به شرطى که سخن باطل نگوید و مردان در آن مجلس شرکت نداشته باشند, قول به جایز بودن را نزدیک تر به واقع مى شمارد. وى, در جدا کردن مرثیه خوانى غنایى بر امام حسین(ع) دلیل قوى نمى یابد و درباره غنا در قراءت قرآن کریم, به شرح به دلیلهاى کسانى که آن را جایز مى شمارند پاسخ مى دهد.

عنوانها: آراء الفقها, الاستدلال بالایات, اخبار الخاصّة, ادلّة المجوّزین, فى احتجاج من اباح الغناء, تعریف الغناء, حکم الحُداء, غناء المغنّیة للعُرس, مراثى الحسین, قرائة القران و غیرها, تذکیر و تنبیه على طریق العمل.

2. تنبیه الغافلین و تذکیر العاقلین, شیخ على عاملى (م: 1103هـ.ق.) تحقیق: حسین شفیعى, عربى, 34 صفحه.

نویسنده در این اثر, به گونه مستدل و به شرح, درباره حرام بودن هر آنچه در نزد مردم و عرف غناى شادى آفرین و گردانیدن آواز در گلو (ترجیع) باشد, به بحث مى پردازد و سرانجام, آن غنایى را حرام مى داند که هم شادى آفرین و هم گردانیدن آواز در گلو باشد.

وى, ضمن ردّ دلالت یا سند روایاتى که از آنها برداشت شده که غنا در قراءت رواست, با استناد به آیات و روایات, غناى در قراءت قرآن را نیز, ناروا مى داند.

خرده گیریهاى نویسنده, متوجه یکى از صاحب نظران بنام است, ولى از وى نام نمى برد. صاحب روضات الجنّات و شمارى دیگر, وى را صاحب کفایة الاحکام, محمد باقر سبزوارى انگاشته اند.

عنوانها: بدعة حرمة مطلق الغناء, تعریف الغناء, الاخبار الدالة على تحریم الغناء, الاخبار المتوهم منها الجواز, دلالة الاخبار المذکورة, تعلق التحریم بنفس الغناء, کلام السید المرتضى ومایستفاد منه, تحقیق معنى المفرد المحلّى بأل.

3. رسالة فى الغناء, شیخ حرّ عاملى (م:1104هـ.ق.) تحقیق: رضا مختارى, عربى, 76 صفحه.

شیخ حرّ عاملى در این رساله, پاسخ مى دهد به شبهه پدید آمده از روایت زیر از ابوبصیر که به امام باقر(ع) مى گوید:

(اذا قرأتُ القران فرفعتُ به صوتى جائنى الشیطان فقال: انّما تراثى بهذا اهلَکَ والناسَ. قال: یا ابا محمد! اقرأ قرائة ما بین القرائتین تُسمع اهلک ورجِّعْ بالقران صوتک. فانّ الله ـ عزوجلّ ـ یحبّ الصوت الحسن یرجّع فیه ترجیعاً.)
کافى, ج616/2
رساله در دوازده فصل سامان یافته, با بررسى گزاره هاى زیر:

جایز نبودن و ناروایى استدلال به این خبر و ضعف آن نزد اصولیان و اخباریان, پاسخ به خرده گیرى از کلینى که چنین خبرى را در کافى نقل کرده, روایت ناسازگار با حدیث یاد شده, بررسى سند روایت ناسازگار, شرح متن روایت, تأویلات روایت, روایاتى که دلالت بر حرام بودن غنا دارند, مبالغه و تأکید در روایات تحریم, منشأ شبهه و راه دورى جستن از آن و موارد همانند, نقل روایت و غیر آن از اهل سنت, رهبر فکرى کسانى که غنا را روا مى دانند و….

4. اعلام الأحبّاء فى حرمة الغناء فى القران والدعاء, سید محمد هادى میرلوحى (م: 1113هـ.ق.) تحقیق: محسن صادقى, فارسى, 88 صفحه.

میرلوحى, انگیزه خودرا از نگارش این اثر, پاسخ به یکى از اهل فضل بیان مى کند که غناى در قراءت قرآن را روا مى دانسته است. گویا مراد میرلوحى از (بعض افاضل) محقق سبزوارى است که در کفایة الاحکام85/, بر روایى, بلکه مستحب بودن غنا درقراءت قرآن نظر دارد.

این اثر, در یک مقدمه و پنج فصل و یک خاتمه سامان یافته است.

در مقدمه, چند یادآورى و چند نکته ضرورى را بیان مى کند.

فصل اول: دیدگاه علماى لغت و فقهاى شیعه در معناى غنا.

فصل دوم: نمایاندن جایگاه بحث و گفت وگو.

فصل سوم: آیات دلالت کننده برحرام بودن هرگونه غنا, خواه در قرآن و خواه در غیر آن.

فصل چهارم: پاره اى از احادیث دلالت کننده بر حرام بودن هرگونه غنا.

فصل پنجم: دیدگاههاى فقیهان شیعه بر حرام بودن هرگونه غنا.

خاتمه: روایاتى که دلالت دارند بر روایى غنا, بلکه بر مستحب بودن غنا در قرآن و پاسخ از آنها.

5. مقامات السالکین, محمد بن محمد دارابى (زنده در حدود:1130هـ.ق.) تحقیق: سید جعفر نبوى, فارسى, 186 صفحه.

این رساله, با دیباچه اى به انشاى مولانا خداداد, که گویا از مریدان نویسنده بوده است, آغاز مى شود. متن رساله با مطلع و مقدّمه اى از نویسنده و دو فصل و یک خاتمه سامان مى یابد.

مقدمه در بردارنده دو مقام است: در مقام نخست, از دیدگاه اهل لغت درباره غنا, سخن به میان آمده و در مقام دوم, دیدگاه عالمان شیعه و اهل سنّت, به بوته بررسى گذاشته شده است.

در فصل اول, از حرام بودن غنا و دلیلهاى آن بحث مى شود و در فصل دوم, احادیثى ارائه مى شود که آواى نیک را مى ستایند.

6. ایقاظ النائمین و ایعاظ الجاهلین, سید ماجد بحرانى (زنده در:1152هـ.ق.) تحقیق: على مختارى, عربى, 26 صفحه.

نویسنده به درخواست شمارى از دوستان خویش, این اثر را مى نگارد و در یک مقدمه و دو مقصد و یک خاتمه, آن را سامان مى دهد. در مقدمه, به بحثهاى زیر مى پردازد.

ناروایى به کاربردن لفظ مشترک در دو معنى, ناسازگارى دو دلیل, تأثیرپذیرى جان انسان از شنیده ها بیش از دیده ها, موضوع علم موسیقى, غنا در لغت, غنا در صدر اسلام.

در مقصد اول, احادیث باب مورد بحث قرار مى گیرد. نویسنده بر این باور است که احادیث بازدارنده, بازگشت به غناى عرفى دارد که در صدر اسلام رایج بوده است و احادیث رواشمارنده, به غناى لغوى حمل مى شوند.

در مقصد دوم, فتواى به حرام بودن هرگونه غنا, به نقد کشیده مى شود.

در خاتمه, حرام شمارندگان غناى لغوى, در بى دلیلى, به شمارى از علماى اهل سنت همانند شده اند که بر اثر چنگ زدن به قیاس و استحسان, به هرج و مرج, گرفتار آمده اند.

7 . رسالة فى الغناء, ملا اسماعیل خواجوئى (م: 1173هـ.ق.) تحقیق: على مختارى و سید رسول کاظمى نسب, عربى, 108صفحه.

این رساله, پیش از آن که بحثى مستقل و سامان مند را ارائه دهد, به نقل و نقد آراى دیگران پرداخته است.

نویسنده در ابتدا, سخنان محقق سبزوارى در (کفایه) و (ذخیره) و سپس آراى سید ماجد را به شرح, نقل و نقد مى کند. در ادامه به عنوان (خاتمه) به شرح پاره اى از اخبار باب مى پردازد, آن گاه اظهار مى دارد: (پس از نگارش این بخش, به رساله اى از محقق سبزوارى در حرام بودن غنا دست یافتم که بسیار مفید است) از این روى, نویسنده در بخشهایى از نوشته خود, رساله محقق را در باب غنا, مورد بررسى قرار مى دهد.

از آن جا که این رساله, به گونه حاشیه بر نوشته اى است, تا نگارش جداگانه و مستقل و نویسنده در نگارش شتاب داشته, نظم و ترتیب منطقى در آن چندان رعایت نشده است و دور افتادن از مطلب و از بحث و جدایى افکندن بین مبتدا و خبر, در آن بسیار به چشم مى خورد.

8. رسالة فى حلّ حدیث ورد فى الصوت الحسن, سید حسین بن محمد ابراهیم حسینى قزوینى (م:1208هـ.ق.) تحقیق: سید جواد شبیرى و محسن صادقى, عربى, 13 صفحه.

در روایتى شیخ صدوق نقل مى کند, آواى نیکوى کنیز, یادآور زندگى خوش در بهشت به شمار آمده و رساله مورد نظر, به شرح این روایت پرداخته است:

(انه سأل رجل على بن الحسین(ع) عن شراء جاریة لها صوت. فقال: ما علیک لو اشتریتها فذکّرتک الجنّة.)
9. رسالة فى الغناء, مولى عبد الصمد همدانى (م:1216هـ.ق.) تحقیق: احمدعابدى, عربى, 31 صفحه.

شهید مولى عبدالصمد همدانى, که به دست وهابیان در کربلا به شهادت رسیده, این رساله را در شرح مبحث غنا از (المختصر النافع) نگاشته است.

وى, با تمسک به آیات و روایات, حرام بودن غنا را ثابت مى کند.

10 . رسالة فى تحقیق الغناء, میرزاى قمى (م: 1231هـ.ق.) تحقیق: محسن صادقى, عربى, 9 صفحه.

نویسنده در ابتدا پرسش زیر را مطرح مى کند, سپس به پاسخ آن مى پردازد:

(ما معنى الغناء المحرّم و هل یعمّ حرمته او لها مخصّص؟)
از دیدگاه نویسنده, آنچه در عرف, غنا به شمار آید حرام و آنچه که غنا به شمار نیاید, رواست و جاهاى مشکوک, به مباح مى پیوندد; زیرا اصل, حرام نبودن است.

در این رساله, حکم حُدا, غنا در قراءت قرآن, رَجَز, نوحه سرایى, مرثیه خوانى, و صوت نیکو بررسى شده است.

11. رسالة فى تحریم الغناء, مولى محمد رسول کاشانى (زنده در: 1258هـ.ق.) تحقیق: ناصر باقرى بیدهندى و حسین شفیعى, عربى, 62 صفحه.

عنوانها: ادلّة حرمة استماع الغناء, الخدشة فى اخبار القائلین بالجواز, التغنّى بالقران, حرمة الغناء فى قراءة القران, ادلّة المجوزین والجواب عنها, حرمة الغناء فى المراثى, جواز الغناء فى حداء الابل, غناء المغنّیة فى الاعراس.

12. رسالة وجیزة فى الغناء, میرزا محمد جعفر شهرستانى (م:1260هـ.ق.) تحقیق: سید ابوالحسن علوى و سید رسول کاظمى نسب, عربى, 12 صفحه.

نویسنده, در این رساله, غنا را در سه مقام به بوته بررسى مى نهد:

در مقام اول, به تعریف غنا مى پردازد و در مقام دوم, با تمسک به آیات و روایات, حکم غنا را وا مى رسد و در مقام سوم, گناه کبیره بودن و یا صغیره بودن غنا را بررسى مى کند.

13 . رسالة فى الغناء, آقا محمود بن محمد على بهبهانى (م:1269هـ.ق.) تحقیق: حسین شفیعى, عربى, 21 صفحه.

در این رساله بر حرام بودن غنا, حتى در قرآن و دعا و نیایش و مرثیه ها و سرودهاى مذهبى استدلال شده است.

بهبهانى, به حرام بودن ذاتى غنا, باوردارد و براى این دیدگاه, به آیات, روایات, اجماع و دیدگاههاى اهل لغت استشهاد مى کند و در آخر با ردّ دیدگاه شمارى از علما که قرآن و مراثى را از اطلاق حرام بودن غنا, تخصیصاً یا تخصّصاً خارج مى دانند, احتیاط در این مورد را امر خوش آیندى مى شمرد.

عنوانها: الغناء المحرّم, ادلّة حرمة الغناء من الکتاب, ادلّة حرمة الغناء من الاخبار, حکم الغناء فى قراءة القران,مقوّیات القول بالجواز, الجواب عن ادلّة المجوّزین, الجمع بین الادلّة, حکم الغناء فى الرثاء والمراثى, مقالة النراقى و ضعفه, ماهو الغناء.

14. رسالة فى الغناء, سید محمود بن عبدالعظیم خوانسارى (زنده در: 1291هـ.ق.) تحقیق: مرتضى اخوان و محسن صادقى, عربى, 21 صفحه.

رساله در سه مقام سامان یافته است:

مقام اول به موضوع غنا اختصاص دارد. نویسنده موضوع غنا را آواى شادى آفرین که در گلو گردانیده شود, مى داند که در عرفِ صحیح به آن غنا مى گویند.

در مقام دوم با استناد به آیات و روایات, حرام بودن غنا, ثابت شده است.

در مقام سوم, مواردى که استثناى آنها ادعا شده, مورد بررسى قرار گرفته است: حُدا, غناى زن آوازه خوان در مجالس عروسى, غنا در قراءت قرآن, غنا در مراثى امام حسین(ع).

15. رسالة فى الغناء, ملاّ نظر على طالقانى (م: 1306هـ.ق.) تحقیق: عباس ظهیرى و محمود سپاسى, عربى, 17 صفحه.

در این رساله, در ابتدا, معناى غنا مورد بررسى قرار گرفته و با استناد به سخنان اهل لغت و روایات, غنا به فارسى چنین معنى شده است:

(آوازه خوانى و خوانندگى و به آواز خواندن.)

نویسنده, نوحه سرایى, مرثیه خوانى و قراءت قرآن و دعا را مصداق غنا نمى داند.

در ادامه, حکم اقسام آوا, بدون کلام و کلام بدون صوت بیان شده است. همچنین حکم اجتماع اقسام صوت با کلام روشن شده است.

در این رساله, روشن شده که میان اخبار غنا ناسازگارى وجود ندارد, تا به برترى دهنده ها رجوع شود.

16. رسالة مسألة الغناء, سید مهدى موسوى نجفى کشمیرى (م:1309هـ.ق.) تحقیق: حسین شفیعى, عربى, 41 صفحه.

نجفى کشمیرى در این رساله, دیدگاه محدّث کاشانى را در باب غنا مى پذیرد نسبت بین غنا و آواى نیکو را, چه از دیدگاه عرف و چه از دیدگاه اهل لغت, یکسان و برابر مى داند و بازگشت دلیلهاى حرام بودن غنا را, به غناى رایج و شناخته شده در زمان خلفاى ستم مى انگارد, که همراه گناه و کارهاى لهو بوده است. از سخنان شیخ انصارى چنین استظهار مى کند که: دلیلى بر حرام بودن مطلق غنا نداریم و پس از بیان سازگارى بین دیدگاه مشهور و دیدگاه محدّث کاشانى, سخن را در دو مقام (تحقیق موضوع و حکم مسأله) ادامه مى دهد و با نقل دیدگاهها و تحلیل آیات و روایات و بحث درباره غنا در مراثى, رساله را به پایان مى برد و چنین نتیجه مى گیرد:

(حرام بودن غنا, خلاف اصل است و خارج شدن از خلاف اصل, نیاز به دو چیز دارد:

1. قطع به وجود خارج کننده.

2. قطع به تحقق موضوع.

ثابت کردن یکى از این دو بسیار مشکل است, چه رسد به ثابت کردن هر دوى آنها. از این راه, اشکالى که بر مرثیه خوانى بر سید الشهدا(ع) ایراد مى شود, به گونه اى که شاید, بیش تر مجالس عزادارى را به تعطیلى بکشاند, برطرف مى شود.)

17. رسالة فى الغناء, میرزا عبد الغفّار حسینى تویسرکانى (م:1319هـ.ق.) تحقیق: سید احمد تویسرکانى و حجّت اللّه اخضرى, عربى, 47صفحه.

در این رساله به مقوله هاى زیرپرداخته شده است:

مقتضاى اصل در باب غنا, تقسیم موضوعات غنا, اختلاف در موضوع غنا, حکم غنا, موضوع غنا, معناى ترجیع, طرب و لحن, سرچشمه و چرایى اختلافهاى بسیار در معناى غنا, استثنا شده هاى ازغنا (قرائت قرآن, دعا, نیایش, مرثیه ها, غناى زن آواز خوان در مجالس عروسى و حُدا) آیا غنا به آواى نیکو اختصاص دارد, یا آواى زشت را نیز در بر مى گیرد.

18 . مصباح السعادة, محمد ابراهیم انجدانى (زنده در حدود:1320هـ.ق.) تحقیق: ابوالفضل حافظیان, عربى, 60 صفحه.

عنوانها: الاصل فى المقام, الموضوع المستنبط والصرف, دوران الامر بین الاطلاق و التقیید ومایقتضیه الاصل فیهما, اذا ثبت الحرمة لموضوع و دار امره بین الاطلاق والتقیید, حکم المسألة, الاجماع, الایات, السنّة, الاخبار المعارضة, الاخبار المصرّحة على تجویز الغناء و الجواب عنها, وجوه قول العامّة بإباحة الغناء, بیان موضوع المسألة, مایقتضیه الاصل العملى, مایقتضیه القاعدة اللغویة, مایقتضیه الترجیح الاجتهادى, معنى الترجیع و الطرب واللحن, منشأ الاختلاف فى مفهوم الغناء, المستثنیات من الغناء و….

19. منظومة فى الغناء, شیخ هادى تهرانى (م: 1321هـ.ق.) تحقیق: رضا مختارى, عربى, 24 بیت.

ناظم, این منظومه را در زمان حیات شیخ انصارى, سروده و محقق به متن کامل آن دست نیافته و به گونه ناقص چاپ شده است.

20 . رسالة فى الغناء, شیخ هادى تهرانى (م:1321هـ.ق.) تحقیق: یعقوبعلى برجى و غلامرضا نقى, عربى, 24 صفحه.

شیخ هادى دراین رساله, از شیوه بحث استاد خود, شیخ انصارى پیروى کرده است. در آغاز رساله, غنا واژگانى را که به گونه اى با غنا مربوط است, مانند سماع, تغریو, ترنیم, لحن و… را با استفاده از سخنان لغویان و کاربردهاى گوناگون آنها, شرح مى دهد و سپس دلیلهاى باورمندان به ناروایى و حرام بودن غنا را نقل و به گونه دقیق و کامل نقد مى کند.

شیخ هادى, اگر چه در ابتدا به روشنى غنا را حلال مى شمرد, لیکن در ادامه از این نظر برمى گردد و به حرام بودن ذاتى آن گرایش مى یابد.

در پایان این رساله, احادیث غنا, بدون شرح, نقل شده است, لیکن چون در دیگر رساله ها احادیث غنا ذکر شده و در مجموعه میراث فقهى, در بخش مستقلى, درج خواهدشد, این روایات حذف گردیده است.

21. رسالة فى الغناء, شیخ حسین بن على سنقرى (زنده در: 1322هـ.ق.) تحقیق: على صدرائى خوئى, عربى, 44 صفحه.

نویسنده بر این باور است که ذات غنا حرام نیست, بلکه در خواندن قران و مرثیه هاى مستحب و در عروسیها مباح است. تنها عوارض خارجى سبب حرام بودن آن مى شود, مانند درهم آمیختگى زنان و مردان, فسق و فجور در مجالس.

در ادامه از حکم مرثیه سرایى بر مردگان و دریافت مزد براى آن و اذان گفتن و نمازگزاردن و دریافت مزد براى آنها, و حکم گوش فرادادن به غنا و بازى با آلات لهو بحث شده است.

22. رسالة فى الغناء, میرزا یوسف آقا مجتهد اردبیلى (م: 1339هـ.ق.) تحقیق: على اکبر زمانى نژاد, عربى, 35صفحه.

عنوانها: حکم الفنوغراف, حکم التلفون, حکم الغناء, حکم رؤیة المرأة الاجنبیّة فى المراة, حکم العکس.

23. ذریعة الاستغناء فى تحقیق مسألة الغناء, مولى حبیب الله شریف کاشانى (م: 1340هـ.ق.) تحقیق: مرتضى اخوان, عربى, 133صفحه.

این رساله در ده مقدّمه و سه مقصد و یک خاتمه سامان یافته است, در مقدمه مى خوانیم:

امور مطلق اند, مگر بازدارنده اى وارد شود, مطلق فى نفسه مفید عموم نیست, اختلاف لغویان در تفسیر لفظى, به کار بردن لفظ در بیش تر از یک معنى, اشتباه در مبدأ اشتقاق, به کار بردن لفظ در دو معنى, معناى صوت, معانى لهو, حجت نبودن اجماع منقول در حرام بودن عمل به ظن, مگر مورد خاصّ.

در مقصد اول, ماهیت غنا در لغت و عرف روشن شده است.

در مقصد دوم, حکم غنا, با توجه به آیات و روایات, بررسى شده است.

مقصد سوم, به استثنا شده هاى غنا اختصاص دارد: قراءت قرآن, حُدا, غناى زن در مجلس عروسى, غناى حجیج (اشعار در وصف کعبه و مقام و زمزم و…), غنا در جنگ, در ایام عید, در خطبه, مناجات و دعا و در سوگوارى.

در خاتمه, حکم نوحه سرایى بیان شده است.

24 . الروضة الغناء فى عدم جواز استماع الغناء, سید محمد باقر رضوى کشمیرى (م:1346هـ.ق.) تحقیق: اسعد الطیّب وعلى اکبر زمانى نژاد, عربى, 84صفحه.

عنوانها: التمسک بالاصل للجواز, ادلّة عدم الجواز (الاجماع, الایات, الاخبار, کونه من قبیل منصوص العلّة, تنقیح المناط القطعى, دعوى الظهور فى انّ الصوت المودع فى تلک الالة صوت انسان حقیقةً واثباته بالحس, قرائن العموم فى المفرد المحلّى بالّلام, وجوه توقّف الاحساس الى وصول الهواء الحامل الى حاسّة السمع.

25 . خیر الکلام فى الغناء الحرام, سید محمد حسینى مرعشى (زنده در: 1355هـ.ق.) تحقیق: سید باقر خسروشاهى, عربى, 63 صفحه.

رساله در پنج مقام سامان یافته است:

مقام اول, به بیان معناى لغوى غنا اختصاص دارد. اخبار باب غنا, در مقام دوم آمده است. در این مقام, روایات به دو قسم تقسیم شده است: روایات تفسیر کننده آیات غنا و روایات موضوع غنا.

در مقام سوم, دیدگاههاى فقیهان نقل و مورد نقد و بررسى قرار گرفته است. نویسنده, در مقام چهارم, دیدگاه خود را مطرح مى کند و در مقام پنجم, دیدگاه هاى مخالفان با نظر خود را مطرح و دلیلهاى آنان را به نقد مى کشد.

26 . الروضة الغناء فى تحقیق معنى الغناء, شیخ محمد رضا نجفى اصفهانى (م:1362هـ.ق.) تحقیق: رضا استادى, عربى, 10 صفحه.

نویسنده, رساله بسیار مفید دیگرى با عنوان: (صندوق حفظ الصوت) به فارسى دارد. این اثر, بیش از (الروضة الغنا با پاورقیهاى سودمند به زیور چاپ آراسته شده است.

نسخه دیگرى از رساله (الروضة الغنّاء) به خط سید احمد زنجانى وجود دارد که با نسخه هاى معروف (الروضة الغنّاء) تفاوت زیادى دارد. این نسخه نیز, با عنوان: (تحریرى دیگر از روضة الغنّاء) در سه صفحه پس از نسخه معروف چاپ شده است.

27. کشف الغطاء عن وخامة الغناء, سید حسین عرب باغى اُرموى (م:1369هـ.ق.) تحقیق: محسن صادقى, فارسى, 19 صفحه.

رساله در شش فصل زیر تنظیم شده است:

آیات نازل شده درباره غنا, داخل بودن قراءت قرآن در غناى لهوى, فقر و نفاق زایى غنا, پذیرفته نشدن دعاى اهل غنا, با نظر رحمت ننگریستن خداوند به اهل غنا, حرام بودن دف و تار و…, حرام بودن شنیدن غنا و سایر آلات لهو و لعب, نبود ضمان در شکستن آلات لهو و لعب.

28. الموسیقیّات و نقدها, شیخ محمد على سنقرى حائرى (م:1378هـ.ق.) تحقیق: محسن صادقى, فارسى, 27 صفحه.

از دیدگاه نویسنده در حرام بودن غنا و خوانندگى فرقى نیست, چه با آلات لهو باشدیا نباشد; بلکه با آلات لهو, گناه و دور شدن شخص از رحمت خداوند بیشتر و عذاب آن, افزون تر است. وى (ترجیع) درحدیث (رجّع بالقران صوتَک) را به (صوت حزین خشوع آورِ یادآور عظمت خدا و وعده و وعید او) تفسیر کرده و چند حدیث در تأیید نظر خود آورده است.

در پى آن, به بیان آیاتى پرداخته که در روایات به حرام بودن غنا تفسیر شده است. سپس به شرح و تفسیر چند آیه و روایت در حرام بودن قمار پرداخته و در خاتمه, چند آیه و روایت و چند بیت شعر فارسى و عربى درباره پرهیز از معاشرت با رفیقان ناباب و جاهل آورده است.