فقه و گونه هاى بهره ورى از تکنولوژى هسته اى

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده



تکنولوژى هسته اى, از جمله دانشهایى است که از اَوانِ دامن گسترى در عرصه حیات بشر, نوید از دگرگونى ژرف, همه سویه و با زوایاى بَس گسترده را در آینده زندگى بشر مى داد و افقهاى روشنى را مى نمایاند.
بشر چشم مى داشت, با این فن آورى, در آینده اى نه چندان دور, دریچه هایى در زندگى به چشم اندازهاى دلگشا و فرح انگیز بگشاید و زندگى را به گونه اى دیگر رقم بزند و گام در وادیهاى نرفته بگذارد و سرزمینهاى نگشوده را بگشاید و از تنگناها و تاریکیها به در آید.
البته در چشم اندازهایى, چنین شد و بشر بهره هاى فراوان از این دانش برده و مى برد. در پزشکى, کشاورزى, صنعت, هنر, باستان شناسى و زمین شناسى, به پیروزیها و کامیابیهاى شگفت انگیزى دست یافت و انقلاب بزرگى در زندگى خود پدید آورد و بسیارى از آرزوهایى را که دست نیافتنى و ناممکن مى نمود, دست یافتنى و ممکن ساخت.
امّا آن چه بشر را شگفت زده کرد و افقهاى روشن در چشم انداز او را تاریک و سیاه نمود, بهره ورى ناروا, ناجوانمردانه و غیر انسانى از این دانش و تکنولوژى شگفت انگیز بود.
آمریکا, در جریان جنگ جهانى دوم, از این پدیده به جاى بهره ورى در راه خیر و صلاح انسانها, براى نخستین بار, در راه نابودى بشر بهره برد و آن افکندن بمب اتمى بر شهر هیروشیما و ناکازاکى بود.
بله, اگر از اتم در راه صلح و رفاه بشر استفاده شود, موردهاى کاربرد آن, بیرون از شمار است و اگر در راه ویران گرى و تباه کردن انسانها به کار برده شود, دیّارى بر زمین نخواهد ماند و زندگى بر روى کره زمین ناممکن خواهد شد.
امروزه, چنین افق تیره اى در چشم انداز انسان قرار دارد. قدرتهاى بزرگ, با پیشینه هاى زشت و تبه کارانه, سالهاست که به تکنولوژى هسته اى دست یافته اند و در زرّادخانه هاى خود سلاحهاى اتمى تولید مى کنند, تا هرچه بیش تر ملتها را به زیر سلطه خویش بکشند و دار و ندار آنها را به یغما ببرند و بردگى را دهشتناک تر از دوران پیش, بگسترانند.
بله, دانش هسته اى که مى توانست گهواره آرامش را براى انسان پدید بیاورد و او را از بحرانهاى اقتصادى و باتلاق فقر و فاقه برهاند و بر آگاهى و دانش و کمال انسان بیفزاید اکنون دغدغه خاطر او شده است.
قدرتهاى سلطه, تلاش مى ورزند و از تمام اهرمها کمک مى گیرند که تکنولوژى هسته اى را تنها و تنها در اختیار خود داشته باشند و دیگر کشورها را از دستیابى به این دانش, حتى براى بهره وریهاى صلح جویانه و در راه رفاه و آسایش ملت خویش, بازدارند.
آمریکا و صهیونیزم جهانى از ایران اسلامى ـ هسته اى سخت بیمناکند; از این روى از هر اهرمى بهره مى برند, تا ایران هسته اى را از هستى ساقط کنند که زهى خیال باطل.
اینها, سازمانهاى گوناگون بین المللى, بویژه آژانس بین المللى انرژى اتمى را, واداشته اند که عرصه را بر ایران تنگ بگیرند و با گزارشهاى دروغ, خواست آمریکا و صهیونیزم بین المللى را برآورند و بستر یورش به ایران را, به بهانه برخوردارى از سلاحهاى اتمى و کشتار جمعى, آماده سازند.
اینک, پرسش این است: امروزه با برخوردارى کشورهاى گوناگون,و بویژه دشمنان اسلام و مسلمانان از تکنولوژى هسته اى و برخوردارى از زرّادخانه هاى تولید سلاحهاى هسته اى, تکلیف مسلمانان و دولتهاى اسلامى چیست؟
آیا در چنین برهه حساس و با داشتن دشمنانى که هیچ چیز آنها را به جز نابودى اسلام و مسلمانان راضى نمى کند, مى توان گفت: به دلیل این که:
1. این گونه سلاحها, ماهیّت ضد بشرى دارند و با روح بشردوستانه آموزه هاى اسلام ناسازگارند;
2. وجود این سلاحها و جنگ افزارها, صلح, امنیت و آرامش جهانى را, که از هدفهاى اصولى و بنیادین اسلام است, به خطر مى اندازد;
3. سلاحها و جنگ افزارهاى هسته اى, ماهیّت ناعادلانه دارند, رزم آور و غیر رزم آور را از پاى درمى آورند;
و….
اسلام, از اساس با فرآورى سلاحهاى هسته اى و بیولوژیکى مخالف است و آن را نامشروع مى داند؟
و یا مى توان گفت: هرچند براساس این گونه آموزه ها و بیانهاى روشن و بنیادین, حکم اولى همین است, ولى در زمان و هنگامه اى که دشمنان اسلام و مسلمانان, از دانش هسته اى برخوردارند و در زرّادخانه هاى خود جنگ افزار هسته اى تولید مى کنند و به هیچ اصل اخلاقى و پیمان بین المللى پاى بند نیستند و درّندگى, خوى و منش و آیین آنان است, حکم ثانوى اقتضا مى کند که ما از این گونه سلاحها برخوردار باشیم, یا دست کم, دانش و توانایى پدیدآورى آنها را داشته باشیم؟
ییا مى توان گفت: بر مسلمانان بایسته است و روا, که به دانش هسته اى دست یابند و سلاحهاى هسته اى را تولید کنند, ولى به کارگیرى آنها, جز در گاه ضرورت و به خطر افتادن کیان و هستى جامعه اسلامى روا نباشد؟
امروزه, که بحث از این فن آورى در محفلهاى گوناگونِ علمى, سیاسى, نظامى و حقوقى به میان است و هر گروه فکرى, از زاویه نگاه و حوزه مسؤولیت خود بدان مى پردازد و نظر مى دهد, بایسته و در خور است نگاه فقهى نیز به موضوع داشته باشیم و جداى از مصلحت اندیشیها و مناسبتهاى ظرف زمانى موجود, براساس مبانى فقهى به بحث و بررسى بپردازیم.
در این مجال, تنها به طرح موضوع بسنده مى کنیم و پژوهش دقیق, همه سویه و روشن گرانه را به مجالى دیگر وامى نهیم.
نخست بایسته مى نماد موضوع را در سه محور جداگانه, به بوته بررسى نهیم:
1. تلاش و تکاپو براى دستیابى به تکنولوژى هسته اى و بهره گیرى غیر جنگى, به تعبیر امروز, صلح جویانه از آن.
2. بهره گیرى از تکنولوژى هسته اى براى ساخت سلاحهاى هسته اى.
3. به کارگیرى سلاحهاى هسته اى.
در مشروع, عقلى و عرفى بودن گزینه نخست, گمانى نیست و از آرزوهاى هر جامعه اى است که بتواند روزى از تمامى گنجاییهاى این فن آورى, بهره کامل و تمام را ببرد. آموزه ها و دستورهاى روشن و بنیادین شرع مقدس, بر این مهم پاى مى فشارند و بر باورمندان فرض مى دانند که به تلاش برخیزند و براى سعادت, مجد, شکوه و والایى خود, دانشهاى مورد نیاز هر زمان را فرا بگیرند و گرد ناآگاهى را از چهره خود بزدایند و گام در راه دانشهاى نوین و سعادت آفرین بگذارند.
امّا, گزینه دوّم: اسلام, دینى است براى تمام زمانها و مکانها و پیام آن براى تمام انسانها. اساس دعوت خویش را بر خردورزى, اندیشه ورزى و آزادى انتخاب قرار داده است. با بیان رسا و روشن فرموده: (لااکراه فى الدین) با همه تأکید و پافشارى روى آزادى, در برابر کسانى که بخواهند در برابر دامن گسترى پیامهاى رهایى بخش و سعادت آفرین اسلام بایستند و نگذارند این نسیم روح انگیز, بر روحها بوزد و بر آنها جان بخشد, مى ایستد و ساکت نمى نشیند که سکوت و نادیده انگارى دستهاى آلوده بازدارنده را, ناسازگار با رسالت جهانى خویش مى داند. از این روى, مسلمانان را برمى انگیزاند که به رویارویى قهرمانانه با دستان و دسیسه هاى دشمنان برخیزند و نگذارند دستان و دسیسه هاى آنان کارگر افتند و اسلام را از پرتوافشانى باز دارند.
اسلام براى این که مسلمانان چسان با دستان و دسیسه هاى دشمن به رویارویى برخیزند و گرفتار جنگهاى خانمان سوز و بازدارنده از حرکتهاى بنیادین نشوند, اندیشیده است. رسالتى بزرگ بر عهده فردا فرد مسلمانان نهاده و در انجام آن, هیچ یک از آنان را جدا نکرده و آن, سیاست (بازدارندگى در حوزه نظامى) است و تأکید دارد, این سیاست, نه تنها به سود مسلمانان و دیگر انسانها, که به سود دشمنان کینه ورز اسلام و مسلمانان نیز هست!
خداوند, در قرآن کریم در یکى از رساترین و روشن ترین آموزه ها و دستورهاى خود مى فرماید:
(واعدوا لهم مااستطعتم من قوة ومن رباط الخیل ترهبون به عدوّ اللّه وعدوّکم وآخرین من دونهم لاتعلمونهم اللّه یعلمهم وماتنفقُوا من شىء فى سبیل اللّه یُوفّ الیکم وانتم لاتظلمون.)
تا مى توانید براى شان نیرو و اسبان بسته آماده نهید, که دشمن خدا و دشمن خویش و دیگرانى جز ایشان را بترسانید. شما نمى شناسیدشان, خدا مى شناسدشان. هرچه در راه خدا هزینه کنید, به شما درست باز دهند و ستم بر شما نرود.
از این شریفه, به روشنى, این رسالتها و وظیفه ها که جامعه اسلامى و فردافرد مسلمانان بر عهده دارند, فهمیده مى شود:
1. بالا بردن بنیه نظامى و فراهم آورى جنگ افزار.
نکره بودن واژه (قوه) در کنار (مااستطعتم) و مخاطب ساختن همه مسلمانان, گواه آن است که اسلام, از فرد فرد مسلمانان خواسته است, به اندازه توان و نیروى خویش در انجام این مهم شرکت جویند.
2. هر آن چه در نیرومند و توانا جلوه دادن بنیه نظامى اثرگذار باشد, باید به کار گرفته شود.
جنگ افزارها و رزم آوران باید به زیبایى تمام و با جلوه گرى شکوه مند, به رخ دشمن کشیده شوند و کارامدى جنگ افزارها, توانایى, نیرومندى, جوانى و شادابى رزم آوران در گاه نیاز جلوه داده شوند, تا از شکوه و هیمنه نیروى دفاعى, دشمن به وحشت بیفتد و زانوانش بخمد.
3. بسیجیدن و فراهم ساختن و آماده کردن پیشرفته ترین و کارامدترین ساز و برگ نظامى روز. در غیر این صورت (ارهاب) ترساندن و زهر چشم گرفتن از دشمنان ممکن نیست.
از این روى در آیه شریفه, از اسب, که در عصر وحى, بیش ترین نقش را در آوردگاه ها و در عرصه کارزار داشته, سخن رفته است.
ییا در روایات, تیراندازى, مصداقى از (قوّه) دانسته شده است.
4. هدف اصلى از این آمادگى رزمى, ترساندن دشمن است, نه کشورگشایى, کشتار و یغماگرى: (ترهبون به عدواللّه وعدوکم)
5. حد و مرز آمادگى رزمى و فراهم آورى ساز و برگ نظامى و سرمایه گذارى براى بالا بردن توان نظامى و بنیه دفاعى, تا اطمینان از بازدارندگى است.
6. مسلمانان باید بدانند و به درستى براى آنان روشن شود که آن چه براى بالا بردن بنیه دفاعى سرزمینهاى اسلامى هزینه مى کنند, نمونه آشکار انفاق در راه خداست و خداوند متعال, به تمام و کمال آن را جبران مى کند.
دلالت روشنِ آیه شریفه بر آموزه هاى یادشده, به گونه اى است که فقیهان, یکى از دلیلهاى روایى (رهان) در مسابقه هاى: تیراندازى, اسب دوانى و… را آیه شریفه, یاد کرده اند; آن هم از باب مقدمه واجب. چون آمادگى نظامى براى رویارو شدنِ با دشمن و ترساندن و بازداشتن آن از یورش و به خطر انداختن کیان جامعه و بنیاد و بُنلادِ دارالاسلام, واجب است, آن چه که به این آمادگى بینجامد نیز, رواست.
نکته: فرق و ناسانیِ اساسى و بنیادى بین اسلام و دیگر قدرتها و دولتها که در پى تواناسازى نیروى نظامى خود هستند, به دو چیز است:
الف. هدفى که اسلام دنبال مى کند و تمام تلاش خود را براى رسیدن به آن به کار مى گیرد, ارهاب و ترساندن دشمن است, تا از دست اندازى, یورش و آزار مسلمانان دست بردارد, نه کشتار و یغماگرى, سلطه جویى, کشورگشایى و به بند کشیدن مردم وگرنه به جاى (ترهبون) مى فرمود: (تقتلون)
بارى, در فراهم آورى ساز و برگ نظامى و تواناسازى رزم آوران, اصل بر بازدارندگى است و چنین هدف و استراتژى خردمندانه و برابر با معیارهاى دقیق و سنجیده کشوردارى, نه تنها به سود مسلمانان و جهان اسلام است که به سود دشمنان و جهان کفر نیز هست; زیرا با چنین استراتژى و راهبُردى, هیچ گاه دشمن به فکر شرّآفرینى نمى افتد و به ناگزیر, احترام آمیز با مسلمانان و دنیاى اسلام برخورد مى کند و هوس نمى کند خود را در باتلاق بیندازد که هم خود از هستى بیفتد و در مُرداب خود ساخته فرو رود و هم دیگران را به زحمت بیندازد و جنگ ناخواسته را بر آنها بار کند.
شاید این که در آیه شریفه آمده: (اعدّوا لهم) به جاى (اعدّوا علیهم), اشاره به همین نکته باشد.
ب. ناسانى و فرق دیگر, در سامانه, سازمان و نهادى است که این ماشین جنگى را در ید خویش دارد و اختیار به کار گرفتن و به کار نگرفتن با اوست.
در نظام اسلامى, نهاد رهبرى, پاک ترین, بى آلایش ترین و عادل ترین نهاد است و از هرگونه جاه طلبى به دور.
در این نظام, هدایت گرى و به کارگیرى این نیروى بزرگ, ساز و برگ جنگى و رزم آوران, بر عهده رهبریِ پرهیزکار, خداباور, عادل, انسان دوست, صلح جو, خواهان جهانى به دور از تنش است.
هرگونه بهره ورى و استفاده از ابزار جنگى و رزم آوران, به دستور رهبرى انجام مى گیرد و همه حرکتها زیر نظر و اشراف اوست.
او, با همه دقتها, باریک اندیشیها, همه سونگریها, دلسوزیها و پیامداندیشیها, رفتار براساس اصول و معیارها و گوناگون ویژگیهاى والایى که دارد, نخست آن که, به تنهایى, بدون رایزنى با اهل فن و کارشناس دقیق اندیش, پروا پیشه و انسان دوست نظامى و سیاسى, آهنگ بر کارى نمى کند.
و دو دیگر, آگاهان دقیق اندیش و پرواپیشه جامعه اسلامى, برابر آموزه هاى امر به معروف: (النصیحة للائمة المسلمین) و… رفتار او را زیر نظر دارند و کوچک ترین کژراهه روى را به او یادآور مى شوند و او هم, چون برى از هرگونه جاه طلبى, انتقادناپذیرى, دیکتاتورى و رفتار براساس میل و هوس است, هرگونه یادآورى را اگر بحق بداند و برابر معیارهاى شرع, مى پذیرد.
بنابراین, اگر اسلام برترى رزمى و نظامى مسلمانان را در هر عصر و زمانى خواستار است و از مسلمانان مى خواهد که با تلاش شبان و روزان و مایه گذاشتن از جان و مال, به این اوج برسند, نیرو و توان نظامى خود را با عقل و ایمان مهار کرده است, نه این که شمشیر را در کف زنگى مست بگذارد.
افزون بر آیه شریفه, ده ها اصل و قاعده دیگر, به این راهبُرد اساسى و بنیادى دلالت مى کنند, از جمله:
1. اصل عزت مندى مسلمانان: العزة للّه وللرسول وللمؤمنین.
2. اصل اعتلاء و برترى: الاسلام یعلو ولایعلى علیه.
3. نفى سلطه, چیرگى و حاکمیت کافران و بیگانگان: لن یجعل اللّه للکافرین على المؤمنین سبیلا.
4. اصل مقابله به مثل: فمن اعتدى علیکم فاعتدوا مثل ما اعتدى علیکم.
و….
این قاعده ها و اصلها, هرکدام, به گونه اى از دلالتهاى سه گانه: مطابقى, تضمنى و التزامى, بر واجب بودن آمادگى و فراهم ساختن ساز و برگ نظامى و داشتن و برخوردارى از پیشرفته ترین سلاحهاى عصر خویش, دلالت دارند. در این آمادگى و برخوردارى از سلاح پیشرفته عصر خود, فرقى بین سلاحهاى اتمى و سلاحهاى دیگر نیست.
و این اصل: (توانایى نظامى, تا حدّ بازدارندگى) نه تنها با دیگر اصول اسلام, همچون: صلح, پیوند و بستگیهاى آشتى جویانه و صلح آمیز, روح بشر دوستى آموزه هاى دین, احترام به حقوق دیگران و پاسداشت آن و… ندارد که به گونه دقیق, در جهت دستیابى آسان تر به این اصلها و هدفهاى بنیادین و والاست. از این روى, در پى همین آیه شریفه, سخن از این اصل دقیق, خردمندانه و مهرورزانه است: اگر دشمن میل داشت با شما از دَر صلح درآید, بپذیرید و به آشتى گرایید:
(وان جنحوا للسَّلم فاجنحَ لها وتوکل على اللّه انّه هو السّمیع العلیم.)
اگر به آشتى گرایند, تو نیز بدان بگراى و کار به خداى سَپُر, که او, آن شنواى داناست.

به کارگیرى سلاحهاى اتمى و بیولوژیکى
همان گونه که یادآور شدیم, برابر معیارها, اصلها و قاعده هاى اسلامى و آموزه هاى والاى آن, برترى نظامى, با هدفِ بازدارندگى و جلوگیرى از خون ریزى, کشتار, ویران گرى, آوارگى و یغماگرى, رسالتى است بزرگ بر عهده فردا فرد مسلمانان. بر این اساس, هر آ نچه نام سلاح و ساز و برگ نظامى به خود بگیرد, مسلمانان باید به تلاش برخیزند و آن را براى دفاع از بنیاد و بُنلاد دارالاسلام و سرزمینهاى مقدس اسلامى فراهم آورند.
این دستور, فراهم آورى سلاحهاى اتمى و بیولوژیکى و برخوردارى از دانش و فن آورى آنها و غیر آنها را در بر مى گیرد; ولى به کارگیرى این سلاحها, مقوله دیگرى است.
آیا مى توان گفت: چون فراهم آورى, فراورى و تولید این سلاحها رواست, پس به کارگیرى آنها هم, بدون هیچ قید و شرطى رواست؟
ییا آن که: در هر حال, استفاده از این سلاحها روا نیست؟
و یا قسم سومى را پذیرفت و عقیده مند به تفصیل شد.
در دورانهاى پیشین, هرچند سلاحهاى کشتار جمعى, که اکنون در زرّادخانه هاى کشورهاى بزرگ تولید مى شوند, وجود نداشته است; امّا در جنگها, لشکریان و سربازان دو سوى نبرد, در گاه جنگ, دست به کارهایى مى زده اند که به کشتار جمعى مى انجامیده است و زن و کودک, پیر و جوان, به خاک و خون فرو مى غلطیده اند.
در بسیارى از نبردها و جنگها, خانمانها مى سوخته, کاشانه ها ویران مى شده, کشتزارها نابود مى گردیده و نسل کشى دهشتناک رخ مى داده است.
در جنگها, وحشیانه, خانه ها را ویران مى کرده و یا به آتش مى کشیده اند, زن و کودک را از دم تیغ مى گذرانده اند, آبها را مسموم مى کرده اند و….
بنابراین, اصل موضوع, پیشینه دارد; از این رو در روایات و آموزه هاى اسلامى و متنها و نصهاى روشن و روشن گر فقهى, به حکمها, ادبها و آیینهایى برمى خوریم که این نتیجه به دست مى آید:
اصل اولى در اسلام, ناروایى استفاده از سلاحهاى کشتار جمعى است. امّا با همه تأکیدها و پافشاریها بر ناروا بودنِ کشتار غیر رزم آوران, مردمان عادى, زن و کودک, پیران و زمین گیران, فراریان, صلح جویان و خواستاران آشتى, تسلیم شدگان, بریدن و به آتش کشیدن درختان, کشتزارها, مسموم کردن آبها, ویران کردن و به آتش کشیدن خانه ها و… در دو صورت به کار گرفتن سلاحهاى کشتار جمعى روا شمرده شده است:
1. در صورتى که دشمن ابتداکننده باشد و این سلاحها را به کار بندد, مسلمانان حق مقابله به مثل دارند: فمن اعتدى علیکم فاعتدوا مثل ما اعتدى علیکم.
2. پس از شعله ور شدن آتش جنگ (با توجه به این که جنگ در اسلام ماهیّت دفاعى دارد) در صورتى که پیروزى مسلمان, تنها و تنها, بستگى به استفاده از این گونه سلاحها باشد, در این جا نیز, این حق به مسلمانان داده شده است تا در دفاع از خود و گریز از سلطه و چیرگى بیگانگان و شکست و پیامدهاى سخت خردکننده و زیانبار آن, از این گونه سلاحها استفاده کنند.
آن چه در این مقال آمد, تنها اشاره اى به پاره اى از زوایاى بحث بود. به امید آن که اهل نظر و فقیهان روشن و همه سونگر, پژوهشها و دیدگاه هاى دقیق, همه سویه و کارشناسانه خود را ارائه دهند و بر آگاهى ها بیفزایند.