شبیه سازى از نگاه آیت اللّه سید محمدحسین فضل الله

نوع مقاله: مقاله پژوهشی


پس از طرح اخبار شبیه سازى و پرسش از حکم شرعى آن, آیت الله سید محمدحسین فضل الله مرجع شیعى لبنانى در اقدامى که تا آن زمان میان علماى همه ادیان و مذاهب بى سابقه بود, آن را به لحاظ شرعى, جایز شمرد; هرچند پاره اى از لوازم و پیامدهاى اخلاقى, حقوقى و فقهى آن را شایسته مطالعه و بررسى دانست. بلافاصله مرحوم شیخ محمد مهدى شمس الدین با توجه به نظر ایشان, و در مخالفت با آن سه دلیل براى حرمت شبیه سازى ارائه کرد. پس از آن آقاى فضل الله در گفت وگویى که در ادامه از نظر خوانندگان محترم مى گذرد, به تکرار نظر خود و ذکر ادله مرحوم شمس الدین و ردّ آنها پرداخت.1

نظر حضرت عالى درباره شبیه سازى چیست؟ همچنین دربارٌه واکنش هاى موافق و نیز واکنش هاى مخالفى که این عمل را شیطانى و دخالت در کار خداوند سبحان مى داند, چه نظرى دارید؟ به نظر ما این اختراع, دخالت در کار خداوند نیست. زیرا کسانى که اقدام به این کار مى کنند, راز آفرینش الهى را در عمل زاد و ولد به گونه اى کشف کرده اند که راه به قوانین الهى مى برد. این تجربه, قانون و سنت جدیدى نیافریده است, بلکه برخى اسرار جسم انسان را کشف کرده و توانسته است آن را نسخه دوم انسان و حیوان بشناسد. این مسئله هیچ ضدیتى با مبانى فکر دینى و عقیده دینى ندارد; زیرا انسان را در کنار خداوند بر کرسى خالقیت نمى نشاند, بلکه انسان با این روش به قوانین الهى در جهت قوانین دست مى یابد. اما نتایج ایجابى و سلبى این اقدام, نیازمند مطالعه و بررسى اخلاقى و حقوقى است; زیرا براساس این روش امکان فراوانى براى به وجود آمدن انسانى وجود دارد که فقط مادر دارد و فاقد پدر است. در آن صورت به لحاظ شرعى و اخلاقى و حقوقى مسائلى وجود دارد که قابل طرح است و باید بدان ها پاسخ گفته شود. طبیعى است که در این امور نمى توان حکمى مستقیم و فراگیر صادر کرد, بلکه باید مطالعات فقهى و اخلاقى و حقوقى را در این موضوع پیگیرى کرد. ما به علم ایمان داریم; زیرا علم, اسرار آفرینش را براى ما آشکار مى کند. زمانى که اسرار هستى را کشف کردیم, راز عظمت خدا را درخواهیم یافت. اما مشکل این جا است که علم گاهى جهتى مخالف با مصلحت انسان مى یابد و گاه موافق با مصلحت انسان. مسئله این است که انسان چگونه مى تواند از اکتشافات در جهت سازندگى و نه ویران گرى بهره گیرد. جالب است که کسى2 در نقد نظر ما نسبت به مسئله شبیه سازى, بر ما خرده گرفته است که ما گفته ایم: (اسلام با علم هماهنگ است و این هم علم است). اما این نقدِ غیرمنصفانه و دور از مسئولیت شناسى و امانتدارى, گویا از آن رو بوده که وى این مطلب را از اطرافیانش شنیده و زحمت خواندن نظر ما را بر خود هموار نکرده است. نظر ما درباره شبیه سازى این بود که اکتشافات علمى با اندیشه و عقیده دینى که تنها خدا را خالق هستى مى داند, منافات ندارد. درباره حکم شرعى شبیه سازى هم با توجه به نتایج مثبت و منفى آن سخن گفتیم. اما ایشان, شبیه سازى انسانى را به چند دلیل حرام مى داند. دلیل اول وى این است که ما انسان ها, مالک بدن خود و بدن دیگران نیستیم, مگر این که دلیلى داشته باشیم و عمل شبیه سازى هم از جهت صلاح و فساد بنابر عناوین ثانویه هیچ دلیلى ندارد. در ردّ این استدلال مى گوییم که اصل اولى مباح بودن این عمل به اقتضاى حکم عقل به قبح عقاب بلابیان و حکم شارع به برائت شرعى است. از این رو, فقها براى تحریم این عمل به دنبال استدلال به حرمت زیان رسانیِ قابل توجه به دیگران ـ به گونه اى که به هلاکت و یا شبه هلاکت دیگران بینجامد ـ هستند و توجهشان به آیه (ولا تلقوا بایدیکم الى التهلکه; و با دست خود, خودتان را به هلاکت میفکنید) است. اینان در حکم به حرمت شرعى این عمل به ارتکاز شرعى استناد و استدلال مى کنند, دلیل دومى که وى بر حرمت شبیه سازى بدان استناد, مى کند این آیه است: (ولآمرنّهم فلیبتّکنّ آذان الانعام ولآمرنّهم فلیغیّرنّ خلق الله; و آنان را وادار خواهم کرد تا گوش هاى دام ها را بشکافند و وادارشان مى کنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند). شبیه سازى هم نوعى دگرگونى آفرینش الهى است; زیرا شبکه روابطى را پدید مى آورد که با شیوه معمول هیچ یک از ادیان و از جمله اسلام در تکوین خانواده هماهنگى ندارد. پاسخ ما به این استدلال آن است که تعبیر (دگرگونى آفرینش خدا) مختص انسان نیست; بلکه همه هستى را شامل مى شود و اگر بخواهیم به اطلاق آن عمل کنیم, لازمه اش این است که اِعمال تغییر و دگرگونى در تمام موجودات هستى و وضعیت هاى طبیعى جهان را حرام بدانیم; در حالى که کسى به این تلازم, ملتزم نیست; چرا که در آن صورت تخصیص اکثر پیش مى آید. از این رو است که بسیارى از فقها استدلال به آیه یاد شده را براى تحریم تراشیدن ریش, باطل شمرده اند. پس ناچار باید تفسیرى را که در روایات متعدد آمده است, بپذیریم که مراد از آفریده الهى, دین خدا یا اوامر الهى است. پاسخ دومى که به این استدلال مى دهیم, این است که شبیه سازى, دگرگون سازى آفرینش الهى ـ به معناى عام آن ـ نیست; بلکه استفاده از نوعى آفرینش الهى از رهگذر اکتشاف راز جسم انسان در نظام سلول ها است که آن را هماهنگ با آفرینش الهى نشان مى دهد; زیرا دگرگونى به معناى دخل و تصرف در جسم به وسیله تغییر دادن وضعیتى است که خداوند انسان را بدان گونه آفریده است; مانند اخته کردن انسان و مانند آن. اما گرفتن سلولى از مکانى مشخص و بارورسازى ژنتیک آن و قرار دادن آن در رحم, به معناى دگرگونى آفرینش الهى نیست; بلکه استفاده از نظام موجود در آفریده خدا است و درست همانند تلقیح و بارورى در خارج از رحم و تولید بچه هاى آزمایشگاهى است. دلیل سومى که این شخص براى حرمت شبیه سازى ذکر مى کند, آیه اى است که مى گوید: (فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المرء و زوجه; آنها از آن دو [فرشته] چیزهایى مى آموختند که به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند). وى از این آیه چنین برداشت مى کند که تغییر شکل دادن به خانواده, عملى نامشروع و حرام است. پاسخ این استدلال آن است که ظاهر آیه, جدایى افکندن میان زن و مرد را به صورت عملى و واقعى و به گونه اى که منجر به فروپاشى خانواده و زندگى زناشویى شود, دلالت دارد, ولى شبیه سازى ربطى به فروپاشى خانواده ندارد. بنابراین استدلال وى نه به لحاظ ظهور آیه و نه حتى اشارات آن, هیچ مبنایى ندارد.

پی نوشت :
1 . فقه الحیات, مؤسسه عارف للمطبوعات, قم, 1419ق/ 180 ـ 182 .
2 . شیخ مهدى شمس الدین.