جامع احادیث شیعه امتیازها و ضعف ها و روش استفاده از آن

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده

(جامع احادیث شیعه) مجموعه حدیثى ارزشمندى است که با ابتکار و نظارت آیت اللّه بروجردى(قده) و به کوشش بیست تن از شاگردان ایشان به ویژه آیت اللّه معزى ملایرى(قده) تألیف شد و گردآورى آن بر اساس اندیشه ها و دقت هاى اصولى شکل گرفت و از مسامحه هاى خاص ّ اخباریگرى به دور ماند. با این حال, پس از رحلت آیت اللّه بروجردى مورد بى مهرى قرار گرفت. همین مسئله انگیزه نگارش این نوشتار را پدید آورد تا با تبیین ویژگى هاى شگرف و امتیازات فراوان وروش کار و بهره گیرى از آن, قدمى در معرفى این اثر بزرگ برداریم و با شمارش موارد ضعف و کاستى, زمینه بالندگى هرچه بیشتر را فراهم سازیم و البته در این نوشتار از بیان تاریخچه نگارش و زحماتى که آیت اللّه بروجردى و شاگردان ایشان در تألیف و تحقیق آن داشتند, غافل نبوده ایم.

کلیدواژه‌ها


.
مقدمه
1. نگارش مجموعه هاى حدیثى

و قال امیرالمؤمنین(ع) من مات ومیراثه الدفاتر والمحابر وجبت له الجنة,1
کسى که دفترها و مرکب ها میراث بعد از او باشند, بهشت بر او واجب مى شود.
این حدیث و ده ها و بلکه صدها حدیث مانند آن, که مداد علما را تا اوجى بالاتر از خون شهدا مى برد, کافى بود تا شاگردان ائمه(ع) را به نگارش و ضبط احادیث وادارد و البته اصول چهارصدگانه و مصنفات فراوان گواه روشنى بر این واقعیت است. این اصول و کتب به اندازه اى از کثرت و فراوانى برخوردار بودند که افرادى مانند نجاشى و شیخ(قده) را به نگارش کتاب هاى رجالى و فهرست وادارند.
نگارش اصول و کتب حدیثى در دوره هاى آغازین, اغلب خالى از هر نوع تبویب منظم و فقهى بود. از سوى دیگر, نگارش و تدوین احادیث, به مرور زمان توسعه یافت و همراه و همدوش توسعه علوم اسلامى و افزایش مشتاقان معارف ناب محمدى(ص) که از غیر خانه اهل بیت او(ع) ساطع نبود, نیاز به تدوین مجموعه هاى کامل ترى داشت که تحقیق و بررسى احادیث را سهل تر گرداند و آنها را در دسترس قرار دهد; زیرا پرواضح است که مراجعه به چهارصد اصل براى یافتن تمام احادیث مربوط به یک فرع فقهى, کارى بس دشوار و چه بسا نشدنى است.
نتیجه این خیزش علمى, ظهور کلینى(قده) (وفات 329 ق) بود که کتاب کافى را پدید آورد. شکوه کافى در تبویب منظم, بدیع و خیره کننده آن بر اساس مسائل فقهى از یک سو و اعتبار روایاتش از سوى دیگر است. بعد از ایشان شیخ صدوق(قده) (م 381 ق) اقدام به جمع آورى احادیث فقهى مورد قبول خود کرد و آن را مانند رساله اى عملیه قرار داد تا مردم در هرجا و مکان, بدون مراجعه به فقیه, نظر امام(ع) را از آن جویا شوند. در دوره بعد از صدوق(قده), شیخ طوسى(قده) (م 460 ق) با دو کتاب حدیثى تهذیب الاحکام و استبصار درخشید. تفاوت کار شیخ با دو کتاب قبلى, در تعمّد نویسنده در جمع آورى روایات متعارض, نهفته است. شیخ کوشید تا با یافتن توجیهاتى براى حل این تعارض ها, شیعه را از اتهام آشفتگى روایات نجات بدهد.
پس از آن در قرن یازدهم, در دوره حکومت صفویه و نفوذ علماى اسلام در دربار, مهم ترین جوامع حدیثى به رشته تحریر درآمد. بزرگ ترین دایرة المعارف حدیثى شیعه به نام بحارالانوار علامه مجلسى (م 1110 ق) نوشته شد. این دایرة المعارف حدیثى, به قصد و حفظ احادیث شیعه, به رشته تحریر درآمد و در مسائل فقهى تنها ابواب صلات و طهارت به طور مبسوط و گسترده و بقیه ابواب به طور اجمالى و گذرا ذکر شد, گذشته از اینکه بناى مؤلف بر استفاده کردن از کتب اربعه نبود.2
مجموعه روایى (وافى) نوشته فیض کاشانى(قده) (م 1091 ق), یکى دیگر از سه اثر نوشته شده در این دوره است. فیض نگارش این اثر را با دو انگیزه شاخص شروع کرد: اول, برطرف ساختن ضعف تبویب کتب اربعه که گاه فقیه را دچار اشتباه مى کند. دوم, آسان کردن دسترسى به کتب اربعه با جمع آورى تمام احادیث آنها به همراه توضیح و شرح مختصر روایات.
سومین مجموعه روایى, به همت محدث کبیر شیخ محمدبن حسن معروف به حرّ عاملى(قده) (م 1104 ق) به نام (تفصیل وسائل الشیعه الى تحصیل مسائل الشریعة) جمع آورى شد. این اثر بهترین کتاب حدیثى فقهى است که قبل از دهه هاى اخیر نوشته شده است. مهم ترین ویژگى هاى آن, تبویب روایات بر اساس فروع فقهى و جامعیت آن نسبت به احادیث کتب اربعه و سایر کتبِ موردِ وثوقِ علماست.
عالم جلیل القدر میرزا حسین بن محمدتقى نورى (م 1320 ق) نیز حدود صد سال پیش, کتاب (مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل) را نوشت و آن دسته از روایات فقهى را که صاحب وسائل به جهت ضعف یا غفلت نیاورده بود, جمع آورى کرد.
در دوره اخیر, (جامع احادیث شیعه) نوشته آیت اللّه العظمى بروجردى(قده) مرجع عالى قدر تشیع و گروه زیر نظر ایشان, کامل ترین, دقیق ترین, بدیع ترین و زیباترین مجموعه روایات فقهى است که تاکنون به رشته تحریر درآمده و در دسترس اهل تحقیق قرار گرفته است. در این نوشته کوشیده ایم تا خوانندگان را با انگیزه و روند تألیف آن آشنا سازیم و ویژگى ها و امتیازات کتاب و روش کار با آن را توضیح دهیم.

2. انگیزه معرفى جامع احادیث شیعه

جامع احادیث الشیعه کتابى نیست که به آسانى بتوان از عهده توصیف آن برآمد. کسى که با این کتاب انس و خلوتى داشته باشد, با لطایف و زیبایى ها و امتیازات شگرف آن آشنا خواهد شد. یکى از توفیقات نگارنده, آشنایى با این کتاب و انس با آن بوده است. بعد از این آشنایى پرثمر, بى اعتنایى حوزه به آن, به مسئله آزاردهنده اى تبدیل شد و از فراموش شدن اثرى که آیت اللّه بروجردى آن را حاصل عمر خود مى دانست, شگفت زده شدم. از همین رو, تصمیم گرفتم در این مقاله ضمن معرفى و بیان ویژگى ها و امتیازات آن نسبت به سایر کتب حدیثى خصوصاً وسائل الشیعه, روش کار با آن را توضیح دهم; زیرا این کتاب با دقت خاص اصولیان و به سبک تخصصى و اجتهادى نوشته شده است و همین حسن و کمال, کار با آن را قدرى دشوار کرده است; زیرا لطایف و رموزى در آن است که اگر براى خواننده بیان نشود, با سؤالات بى پاسخ بسیارى مواجه خواهد شد. البته در مقدمه این اثر 31 جلدى, این نکته ها به اجمال بیان شده است و این اجمال به گونه اى نیست که بتواند عموم خوانندگان را راضى کند و با روش نگارش چنین مجموعه عظیمى آشنا سازد.

الف) سیر تدوین جامع احادیث شیعه
1. تهذیب وسائل الشیعه
1ـ1. تاریخ پیدایش انگیزه نگارش

آیت اللّه بروجردى(قده) بعد از وفات مرحوم آخوند خراسانى, صاحب کفایه(قده), نجف را ترک کرد و به بروجرد رفت و خوان علم و دانش را در آن منطقه گسترد. در این دوره بود که او به کاستى هاى وسائل الشیعه پى برد و فکر تهذیب و پیرایش آن در ذهنش جوانه زد:
من از ابتداى شروع به درس در بروجرد, به دو نکته توجه کردم و آن اینکه در کتاب وسائل, که یکى از ابزار اولیه براى هر فقیه است, روایات چه از نظر موضوع بندى و تبویب و چه از نظر تقطیعات و چه از نظر اشاراتى که در پایان هر باب به روایات مذکور در ابواب دیگر شده است و چه از نظر سند, تنقیح نشده و مورد دقت لازم قرار نگرفته است… .
بنابراین توجه به نواقص وسائل سابقه درازى در تفکرات ایشان داشته و به مرور زمان رشد یافت; تا اینکه پس از ورود به قم و استقرار بر کرسى مرجعیت, زمینه هاى لازم براى تحقق و عینیت بخشیدن به این آرزوى دیرین فراهم آمد.

1ـ2. طرح بحث با شاگردان

در سال 1370 ق/1329 ش روزى در اثناى درس ضمن قرائت احادیث از روى کتاب شریف وسائل الشیعه, به حدیثى در باب (جواز صلاة الرجل وإن کانت المرأة قدامه أو خلفه أو إلى جانبه وهى لاتصلى ولو کانت جُنباً أو حائضاً وکذا المرأةُ)3 رسیدند که به سبب تقطیع در چند باب ذکر شده بود. ایشان به این مناسبت فرمودند:
مرحوم شیخ حر عاملى بسیار زحمت کشید تا چنین کتابى را به جاى گذاشت و کار را بر مجتهد مستنبط بسى آسان کرد, لکن ما هم به سهم خود باید روش عالمان سلف را پى گیرى و زحمات آنان را تکمیل کنیم.

1ـ3. توضیح تفصیلى نواقص و معایب (وسائل الشیعه)

ایشان در توضیح تفصیلى نواقص و معایب وسائل الشیعه افزودند: نقایصى چند از جهت تقطیع احادیث و غیر آن در کتاب وسائل الشیعه وجود دارد که اگر آنها را رفع کنیم, در امر استنباط و اجتهاد بهتر و سریع تر پیش مى رویم. آن نقایص از این قرارند:
1. صاحب وسائل به سبب تقطیع احادیث, ناچار سند آنها را نیز تکرار کرده و همین مسئله باعث افزایش کاذب حجم کتاب شده است.
2. در موارد زیادى, احادیث سندهاى متعددى دارند. از این رو, او باید با هر تقطیع, همه اسناد را تکرار مى کرد, ولى ایشان با هر قطعه از روایت, تنها یکى از سندها را آورده است. در نتیجه, خواننده متوجه فراوانى اسناد حدیث نمى شود; در حالى که اگر از اسناد آن آگاه مى شد, شاید به جهت مستفیض شدن روایت, نیازى به بررسى سندى یا کارهاى مشابه پیدا نمى کرد.
3. در اثر تقطیع, روایات تکه تکه شده اند و ارتباطى که میان اول و آخر حدیث بود, از هم گسسته است; در حالى که گاه بخش هاى مختلف روایت, مى توانست قرینه اى براى چگونگى برداشت و تفسیر از آنها باشد.
4. یکى از انگیزه هاى ایشان در تقطیع روایات, تبویب دقیق تر احادیث بر اساس مسائل فقهى بود. زیاده روى در این مسئله باعث شد تا احادیث در ابواب گوناگون, پراکنده و روایات مرتبط با یک موضوع در ابواب مختلف ذکر شوند. در نتیجه فقیه گمان مى کرد که تمام روایات مربوط به مسئله, فقط در همان باب آمده است و همین امر باعث اشتباه در فتوا مى شد.
5. یکى از انگیزه هاى صاحب وسائل در تقطیع حدیث, کاستن از اشاره هاست. مقصود از اشاره, ارجاع دادن فقیه به حدیث یا احادیثى در باب دیگر است تا او احادیث مرتبط دیگر را نیز ببیند; در حالى که اشاره را با ذکر نشانى دقیق ابواب مى توان حل کرد, ولى آسیب هاى تقطیع قابل جبران نیست.
6. ایشان در موارد بسیار زیادى, اشاره هایى به جاهاى دیگر دارد, اما محل اشاره مشخص نیست, حتى گاه یقین حاصل مى شود که پیش از این حدیث, حدیث مرتبطى وجود ندارد و مؤلف, به اشتباه اشاره به گذشته کرده است.
7. همه امورى که مى تواند از حجم کتاب بکاهد, باید رعایت شود; مثلاً به جاى نام مؤلف, رمز خود کتاب کافى است; همان طور که فیض کاشانى(قده) در کتاب وافى براى هر کتاب رمزى قرار داده است; مانند رمز (کا) براى کافى, (یب) براى تهذیب, (صا) براى استبصار, و (فقیه) براى من لایحضره الفقیه.
این کلمات به تعداد احادیث تکرار شده که با رعایت اختصار, مقدار زیادى از حجم کتاب کم مى شود.
8. مقدمه اى مشتمل بر حدیث ثقلین بر اساس احادیث شیعه و سنى در آغاز کتاب نوشته و آن گاه ثابت شود که تمام روایات اهل بیت(ع) از رسول خدا(ص) گرفته شده و در نتیجه تمام روایات شیعه براى اهل سنت نیز حجت است.

1ـ4. تشکیل لجنه هاى علمى

مرحوم آیت اللّه بروجردى, پس از بیان نقاط ضعف وسائل الشیعه, یکى از ابواب را مشخص کرد و از علاقه مندان خواست که در گردآورى احادیث آن مشارکت کنند. در روز موعود, حدود هفتاد تن از شاگردان, نوشته هاى خود را خدمت ایشان آوردند. آیت اللّه بروجردى پس از مطالعه نتیجه کارها عده اى را از میان آنان برگزید و بدین ترتیب, گروه تدوین تشکیل شد. آن جناب افراد جوان و برگزیده را در دو لجنه قرار داد و تهیه ابواب خاصى را به هرکدام از آنان سپرد.

5 ـ1. فهرست اعضاى لجنه هاى علمى

آٍقایان: 1. شیخ اسماعیل معزى ملایرى, 2. شیخ حسینعلى منتظرى نجف آبادى, 3. شیخ عبدالرحیم ربانى شیرازى, 4. شیخ محسن حرم پناهى قمى, 5. سیدحسین کرمانى, 6. سیدمصطفى کاشفى خوانسارى, 7. شیخ عبدالرحیم بروجردى, 8. شیخ على پناه اشتهاردى, 9. شیخ جلال طاهر شمس گلپایگانى, 10. شیخ حسین نورى همدانى, 11. شیخ ابراهیم امینى نجف آبادى, 12. شیخ على ثابتى همدانى, 13. شیخ محمد واعظ زاده خراسانى, 14. شیخ محمدباقر ابطحى اصفهانى, 15. سید محمدعلى ابطحى اصفهانى, 16. شیخ محمدتقى ستوده اراکى, 17. سید… بهشتى بروجردى, 18. شیخ حسن نائینى, 19. سیدمحمدحسین درچه اى, 20. شیخ جواد خندق آبادى تهرانى.
از مقدمه فرزند آیت اللّه بروجردى(قده), سیدحسن بروجردى, بر جامع احادیث شیعه, فهمیده مى شود که فعال ترین اعضاى گروه, آقایان شیخ على پناه اشتهاردى و شیخ اسماعیل معزّى ملایرى(قده) بودند.

1ـ6. میزان نظارت آیت اللّه بروجردى(قده)

اصل طرح و سبک کار به ابتکار خود آیت اللّه بروجردى بود, اما کار تدریس و رسیدگى امور مربوط به مرجعیت و طلاب, مانع از پرداختن به جزئیات کار تدوین حدیث بود. از این رو, ایشان بخش هاى مختلف کار را در میان افراد گروه تقسیم کرد. هریک از اعضا بعد از پایان کار, خدمت او مى رسید و حضرت آیت اللّه, از نتیجه کار آنان آگاهى مى یافت. گاهى هم در جلسات علمى آنان شرکت مى جست و به منظور پیشبرد کارها از دیدگاه شاگردان خود استفاده مى کرد.

2. جامع احادیث الشیعه

بعد از مدتى تصمیم بر آن شد که علاوه بر افزودن روایات کتاب مستدرک در کنار روایات وسائل, روایات فقهى دیگرى را که در این دو نیامده و گروه در هنگام مراجعه هاى مکرر خود به کتب و مصادر اولیه یافته, افزوده شود. در واقع, مقصود آیت اللّه بروجردى تدوین مجموعه اى کامل بود تا در مقام استنباط, نیاز به کتاب دیگرى نباشد; یعنى جامع احادیث شیعه در موضوع فقه باشد.

3. جامع احادیث الشیعه و السنى

در سال دوم فعالیت گروه تدوین, آیت اللّه بروجردى تصمیم گرفت که روایات اهل سنت نیز در ذیل ابواب فقهى افزوده شود. ایشان در بیان دلایل این تصمیم چنین توضیح داد:
روایات اهل سنت در موضوعات فقهى اندک است. من مى خواهم با این کار آنها مجبور شوند که به روایات ما هم مراجعه و از آن استفاده کنند. اهل سنت مى گویند: فقه شیعه از آنجا که به قیاس و استحسان عمل نمى کنند, توسعه ندارد. من مى خواهم آنها به کتاب هاى ما مراجعه کنند و بدانند احکام فروعى را که آنها با قیاس و استحسان به دست آورده اند, ما از روایات به دست مى آوریم. در ضمن آنها خواهند دید که ما چقدر روایت داریم و آنها چقدر روایت دارند.
ایشان براى این کار کتاب (التاج) را انتخاب کرد. این کتاب پنج کتاب از صحاح شش گانه را دربر دارد و مکررات را ادغام و سندها را کوتاه کرده است. این توسعه بر اساس مبنا و روش اجتهادى ایشان, قابل توجیه بود; زیرا معروف است که ایشان فقه شیعه را ناظر بر فقه اهل سنت مى دانست, به این معنا که ائمه(ع) فتاواى رایج زمان خودشان را نقد مى کردند و اصحاب ایشان نیز در فضاى علمى حاکم بر جامعه سنى مى زیستند و سؤالاتى را که از این رهگذر در ذهنشان ایجاد مى شد, مى پرسیدند. بنابراین آگاهى از روایات و فتاواى علماى سنى معاصر ائمه تأثیر به سزایى در فهم معانى روایات دارد.
آقاى ثابتى همدانى, با کمک دیگران این کار را شروع کرد و تا پایان کتاب طهارت اهل سنت پیش رفت. متأسفانه این تلاش مبارک ادامه نیافت و متوقف شد. آیت اللّه بروجردى درباره علت این اقدام به شاگردانش گفت: (مى ترسم برخى از مقدسین بگویند: علماى شیعه زحمت کشیده اند تا احادیث ائمه(ع) را از احادیث اهل سنت جدا کنند و به طور مستقل بیاورند و شما دوباره آنها را مخلوط کردید). ظاهراً ایشان تحت تأثیر نظر فرزندش از تصمیم اولیه منصرف شد; زیرا سیدمحمدحسن از آغاز با این تصمیم مخالف بود و روزى که ایشان از تصمیم اولیه برگشت, فرمود (سیدمحمدحسن این چنین گفته است; راست مى گوید).

4. بازبینى و نظارت

بعد از حدود هفت سال, کار تدوین اولیه روایات به پایان رسید و تلاش و کوشش پى گیر او و شاگردانش به ثمر نشست, اما هنوز زمان چیدن میوه آن نرسیده بود; زیرا با آنکه فیش بردارى از احادیث به پایان رسیده بود, اما هنوز به بازبینى هایى نیاز داشت. ایشان براى اینکه جلو بگومگوهاى علمى را بگیرد, از میان جمع شاگردان, تنها سه نفر را براى این کار برگزید که عبارت بودند از: آیات حاج شیخ اسماعیل معزى ملایرى, شیخ على پناه اشتهاردى و واعظ زاده خراسانى, او سیدحسن فرزند خود را هم براى ارتباط و گزارش پیشرفت کارها, انتخاب کرد و به این ترتیب, کار بازبینى و آماده سازى نهایى احادیث شروع شد.

5. رحلت آیت اللّه بروجردى و پراکندگى گروه

آیت اللّه بروجردى(قده) با دقت خاص اصولى و عنایت و اهتمامى که به حدیث نگارى داشت, معتقد بود که جامع احادیث شیعه بازهم نیازمند بازبینى و بررسى دقیق است. به همین دلیل, زیر بار چاپ کتاب نمى رفت, اما به اصرار اطرافیان و برخى از شاگردان, چاپ آن را پذیرفت و با عرضه جلد اول آن, ثمره تلاش خود را قبل از وفات مشاهده کرد.
بعد از ایشان, کار بازبینى به تعطیلى کشید و آقاى واعظ زاده از قم رفت و تنها کسى که پرچم این رسالت بزرگ را زمین نگذاشت و تنها و یک تنه آن را به دوش کشید و تا انتشار آخرین جلد مقاومت کرد, فقیه عالى قدر آیت اللّه اسماعیل معزى ملایرى(قده) بود. ایشان نه تنها کار بازبینى را ادامه داد و با مساعدت آیت اللّه خویى دوره اول کتاب را به طور کامل به چاپ رساند, بلکه قبل از چاپ دوم, با تلاشى خستگى ناپذیر اقدام به تصحیح دوباره مهم ترین یادگار استاد خویش کرد و تغییرات قابل توجهى در آن پدید آورد که از آن جمله مى توان به تصحیح آدرس ها بر اساس کتب رایج و افزودن حدود هزار روایت که در وسائل و مستدرک نیست, اشاره کرد.4

ب) ویژگى ها و امتیازات جامع احادیث الشیعه

در بخش قبلى با انگیزه گردآورى و مراحل آن و برخى از ویژگى هاى کتاب شریف (جامع احادیث الشیعه) آشنا شدیم. در این قسمت, با تفصیل افزون ترى به توضیح این ویژگى ها و امتیازات مى پردازیم.

1. آیات الاحکام

قرآن, کتاب تربیت و هدایت, حُکم و حِکمت و تعلیم و تزکیه, و وحیانى ترین عنصر موجود در میان ما و ثَقَل اکبر و دریاى موّاج معرفت و حکمت است. قرآن ریشه علم رسول خدا و ائمه(ع) است. آنان هر آنچه مى گفتند, از قرآن مى گفتند. اگرچه براى ما قابل درک نیست که برداشت هاى آنان از قرآن چگونه بوده, با این حال در موارد بسیارى بهره گیرى از آیات قرآن را به شاگردان خود سفارش مى کردند و حتى روش آن را نیز مى آموختند.5 اگر فقیهى در جریان استنباط خود, روشى را برگزیند که او را به ظاهر کاملاً از قرآن بى نیاز کند و او در فهم فقهى خود اندک نیازى به مراجعه به آن احساس نکند, این امر نشانه کاستن از ارج و حرمت کلام وحى به شمار مى رود.
ییکى از امتیازات فقیه عالى قدر حضرت آیت اللّه بروجردى(قده), اهتمام به قرآن در استنباط فقهى بود. به همین جهت, ایشان غفلت از آیات الاحکام در ابواب کتاب شریف (وسائل الشیعه) را از معایب و ضعف هاى آن مى دانست. روش ایشان در کتاب جامع احادیث شیعه چنین است که اگر آیه اى مرتبط با موضوع باشد, آن را یادآورى مى کند و برحسب ترتیب سور و آیات, آنها را پشت سر هم مى آورد.

2. جامعیت روایى
2ـ1. اهمیت جامعیت روایى

جامعیت روایى, مهم ترین شاخص و ویژگى (جامع احادیث الشیعه) است. تلاش فقیه عالى قدر و لجنه هاى علمى تحت نظر ایشان, بر این بود تا فقیه را از مراجعه به هر کتاب حدیثى دیگرى بى نیاز سازند تا چنانچه فقیهى این کتاب را به دست مى گیرد, دغدغه خاطرى براى مراجعه به کتاب دیگرى نداشته باشد. البته مؤلف, مدعى استقصا و جمع آورى کامل روایات فقهى نیست, لکن مى توان مطمئن بود که هیچ فقیهى به تنهایى نمى تواند به بیش از آنچه این گروه با سال ها تلاش پى گیر و دقت نظر بدان دست یافته, دست یابد.

2ـ2. دامنه روایات (جامع احادیث الشیعه)

تمام روایات دو کتاب (وسائل الشیعه) و (مستدرک) در آن انعکاس یافته است. البته بعضى از روایات این کتاب ها, فقهى نبودند که آنها حذف شده اند; چنان که تمام احادیث منقول از کتاب (مصباح الشریعه) نیز حذف شده است; زیرا این کتاب, مجموعه روایات اخلاقى منسوب به امام صادق(ع) است و حدیث فقهى در آن یافت نمى شود.
گروه تألیف علاوه بر روایات این دو کتاب, هر روایت فقهى دیگرى را که در مراجعه به منابع دیگر, بدان دست یافته اند, در اثر خود افزوده اند, این منابع عبارت اند از:
کافى, مجموعه آثار شیخ طوسى(قده) (تهذیب, استبصار, عدة الاصول, مصباح المتهجد, الغیبة, الخلاف, امالى شیخ طوسى, امالى پسر شیخ طوسى), مجموعه آثار شیخ صدوق(قده) (من لایحضره الفقیه, الخصال, علل الشرایع, امالى صدوق, معانى الاخبار, عیون الاخبار, ثواب الاعمال و عقاب الاعمال, المقنع, التوحید, کمال الدین, فضائل الاشهر الثلاثة, فضائل الشیعة, صفات الشیعة), مجموعه آثار شیخ مفید(قده) (امالى, الاختصاص, الارشاد, المقنعه), وسائل الشیعه, مستدرک الوسائل, المحاسن برقى, قرب الاسناد حمیرى, مناقب آل ابى طالب ابن شهر آشوب, عده الداعى ابن فهد حلى, بشارة المصطفى طبرى, السرائر ابن ادریس, مجمع البیان طبرسى, اعلام الورى طبرسى, مکارم الاخلاق حسن بن فضل طبرى, الاحتجاج احمدبن على بن ابى طالب طبرسى, نهج البلاغه, صحیفه سجادیه, فقه الرضا(ع), دعائم الاسلام قاضى, تحف العقول حرانى, تنبیه الخواطر ورام, کنز الفوائد کراجکى, الغیبة نعمانى, ارشاد القلوب دیلمى, بصائر الدرجات صفار, کشف الغمة فى معرفة الائمه اربلى, بحار الانوار, الخرائج والجرائح راوندى, استغاثه ابوالقاسم کوفى, الطرف واقبال وملهوف ابن طاووس, التوحید مفضل, جامع الاخبار لمولفه, مدینة المعاجز بحرانى, منیة المرید فى آداب المفید و المستفید شهید ثانى, عبقات الانوار نیشابورى, مسکن الفواد شهید ثانى, کامل الزیارة ابن قولویه, تفسیر قرآن امام عسکرى(ع), تفسیر قرآن فرات کوفى, تفسیر عیاشى, تفسیر قرآن قمى, رجال نجاشى, عوالى اللئالى ابن ابى جمهور, تذکرة الفقهاء و المختلف والمنتهى حلى, و کتاب هاى فراوان دیگرى که نامشان در متن آمده است.

2ـ3. روش نام بردن از کتب مصادر

کتاب هایى که از آنها حدیث نقل شده است, برخى اصل و برخى فرع اند و چون از کتاب هاى اصلى بیش از منابع دیگر یاد شده, آنها را با علائم خاصى نشان داده اند که عبارت اند از: (کا) (کافى), (فقیه) (من لایحضره الفقیه), (یب) (تهذیب الاحکام), (صا) (استبصار), (ئل) (وسائل الشیعه), (ک) (مستدرک).
نام سایر کتب به طور کامل آمده است, مگر اینکه نام کتاب, مرکب باشد که در این صورت مضاف الیه آن حذف شده است; مانند: (دعائم) (دعائم الاسلام), (بصائر) (بصائر الدرجات), (معانى) (معانى الاخبار) و… البته این روش در چاپ اول مراعات شد, اما در چاپ دوم, نام کتاب ها در اغلب موارد به طور کامل ذکر شده است.

3. دقت فراوان در نقل احادیث

ییکى از مشترکات تمام علوم, افزایش دقت ها و ظرافت ها در آنهاست; زیرا به مرور زمان و با پیدایش مردان بزرگ, دقت هاى تازه و بدیعى بر دقت هاى گذشتگان افزوده مى شود. این اتفاق یکى از سنت هاى خدا در پیشبرد علوم است. از این رو, افزایش دقت هاى علمى در نقل و تفسیر و نسخه شناسى و غیر آن در حدیث قابل درک است. چه بسا ادله اى که در زمان خود, بسیار محکم و دقیق شمرده مى شدند, با گذر زمان ضعیف انگاشته شوند یا منابعى که مورد مراجعه و وثوق بودند, به جهت پیدایش نیازهاى جدید و گسترش دقت هاى علمى از نظر نقل و استناد و نسخه شناسى, از رده علمى خارج شوند و قابلیت اعتماد به آنها از بین برود. به همین جهت, از شیخ حرّ عاملى(قده) انتظار نمى رود که با وجود اخبارى بودن و گذشت قریب به سیصد سال از دوره او, کتابش واجد همه شاخص هاى علمى حوزه هاى فقهى امروزى باشد. اما اگر کسى در فضاى امروز کتابى فقهى یا حدیثى بنگارد, باید براى فقها و حدیث شناسان نکته سنجى که به راحتى ذهن جوّالشان آرام نمى گیرد, قانع کننده باشد. از این نظر, کار (جامع احادیث شیعه) با سختى ها و دشوارى هاى خاص خودش مواج